خواب آيت الله العظمى حاج شیخ محمد طاهر آل شبير الخاقاني ( قدس سره) در مشعر الحرام

در دهه 1360 هجری قمری، آیتالله العظمی شیخ محمد طاهر آل شبیر خاقانی (قدس سره) در سفر حج برای انجام مناسک به مشعر الحرام رفتند. وقتی که مناسک را به پایان رساندند، خوابشان برد و در عالم خواب دیدند که گویی قیامت برپا شده است. در آنجا دیواری بین شیعه و سایر مذاهب وجود داشت و شیعیان نزدیک به حوض بودند.
حوض را آقایی اداره می کرد که عمامه ای با دو تحت الحنک بر سر داشت. سپس علامه امینی (رحمتالله علیه)، صاحب کتاب الغدیر، به حوض نزدیک شد و از آب برداشت و نوشید. وقتی من نیز به حوض نزدیک شدم و خواستم از آن آب بردارم، آقایی که در کنار حوض ایستاده بود به من گفت: “من خودم به تو آب میدهم.” او با یک لیوان از آب برداشت و به پدر من داد. پس من لبخند زدم و به او گفتم که: “علامه امینی خود از حوض آب برداشت و شما خود به من آب میدهید!”
ایشان فرمودند: بدان که این به خاطر کتاب الغدیر است و خدا تلاش تو را پاداش نیک دهد.
پس مرحوم پدرم (قدس سره) از خواب بیدار شد و درباره علامه امینی پرسید و گفت: آیا علامه در این سال به سفر حج آمده است است؟ گفتند: او امسال به سفر حج نیامده است. سال بعد والد معظم به نجف اشرف رفت و به من گفت: آیا میتوانم با شیخ امینی ملاقات کنم؟ گفتم: بله، میتوانی. پس خودم به کتابخانه علامه امینی در نجف اشرف رفتم و علامه آن جا بود. وارد شدم و به او سلام کردم و گفتم که: والد معظم به شما سلام میرساند و میخواهد شما را ملاقات کند.او گفت: من در خدمت او هستم.
روز بعد، پدرم به دیدن او رفت و من هم با او بودم. آنها یکدیگر را در آغوش گرفتند و سپس پدرم گفت: تو را بشارت میدهم. علامه امینی گفت: تو مرا به خیر بشارت میدهی ان شاء الله. سپس پدرم رؤیایی که در مشعر الحرام دیده بود را به او خبر داد. علامه امینی شروع به گریه کرد و گفت: الحمد لله که مرا از کسانی قرار داد که امیرالمؤمنین علیه السلام از آنها راضی است.
این داستان توسط حضرت آیتالله العظمی شیخ محمد شبیری خاقانی (دام ظله) نقل شده و با تصویربرداری در مؤسسه مجمع علمی استنباط و مطالعات اجتماعی و معرفتی در نجف اشرف مستند شده است.