زندگینامه

مرجع عاليقدر جهان تشيّع، حضرت آية اللّه العظمى شيخ محمّد شبيرى خاقانى (دامت بركاته)

شرح زندگانی

مولودى مبارك

خورشيد در اين روز با نگاهى ديگر به پهنه آفرينش می نگريست، گلخنده ‏هاى آرام بخش بر لبان پدر می نشست، صبح با طراوات ديگرى آغاز شد، فرزندى مبارك از خاندان آل شبير خاقانى پا به عرصه وجود نهاد تا ادامه دهنده راه سلف صالح خويش باشد.

آرى، سحرگاه روز اول شهريور سال 1319 شمسى در محله العماره نجف اشرف در بيت علم و مرجعيت، حضرت آية اللّه العظمى حاج شيخ محمد شبيرى خاقانى (دامت بركاته) ديده به جهان گشود.

 

پدرى اسطوره علم

همان گونه كه در صفحات گذشته بيان شد، مرحوم آية اللّه العظمى حاج شيخ محمد طاهر آل شبير خاقانى  قدس ‏سره پدر معظم و مكرم مرجع عاليقدر جهان تشيع حضرت آية اللّه العظمى محمد شبيرى خاقانى است.

پدر معظم له، بى‏نياز از تعريف و تمجيد و ستودن می باشد. جايگاه علمى، مقام مرجعيت، زهد و تقوايش زبانزد حوزه ‏هاى علميه و خاص و عام مردم است.

 

آميختگى دو درياى دانش

مرحوم آية اللّه العظمى حاج شيخ محمد طاهر آل شبير خاقانى  قدس ‏سره با بانويى از بيت علم و اجتهاد ازدواج نمود كه حاصل اين وصلت نورانى فرزندانى با كمال و دانش هستند.

مادر حضرت آية اللّه العظمى محمد شبيرى خاقانى (دامت بركاته) از خاندان علم و مرجعيت بيت مرحوم آية اللّه العظمى زين الدين  قدس ‏سره هستند كه يكى از خاندان‏هاى مشهور و اصيل جنوب كشور می باشند. از جمله بزرگان اين خاندان می توان به دايى‏ هاى معظم له، يعنى حضرات آيات: شيخ محمد امين و شيخ على زين الدين  قدس ‏سره نام برد كه از شاگردان مبرز و نمونه مرحوم آية اللّه العظمى آقا ضياء الدين عراقى و مرحوم آية اللّه العظمى سيد ابوالحسن اصفهانى و آية اللّه العظمى كمپانى بودند و در عصر خود از مراجع تقليد نجف اشرف بودند.

دايى ديگر معظم له، مرحوم آية اللّه شيخ على زين الدين می باشند كه مدرس حوزه ‏هاى علميه بوده و دروس كفاية الاصول و رسائل شيخ انصارى را تدريس می كرده و از شهرت و مقام علمى بسيار بالايى برخوردار بودند.

حاصل اين پيوند نورانى، فرزندانى از تبار علم و دانش شدند كه يكى از آنان مرجع تقليد شيعيان جهان حضرت آية اللّه العظمى حاج شيخ محمد شبيرى خاقانى (دامت بركاته) است.

 

تحصيلات مقدماتى

معظم له در مهد علم و دانش و در پناه پدر مهربان خود و بيت مرجعيت شروع به رشد و نمود كرد. وى در سنين كودكى بزودى مراحل ابتدايى تحصيل دانش دين را تكميل نموده به طورى كه پيش از بلوغ و در سن 12 سالگى به دست پدر گرامى شان، لباس مقدس روحانيت را به تن كرده و شايستگى خود را به اثبات رساند.

بنا به رسم نانوشته اى در بيوتات علم و اجتهاد، فرزندان از سنين كودكى با قرآن انس و الفتى خاص می يابند. معظم له نيز از اين قاعده مستثنا نبوده و جان شيفته قرآن و لبيك گوى محبوب شده و در مكتب تربيتى پدر، سرآغاز راهش با قرآن بود.

علاقه شديد معظم له به قرآن، موجب آن گشت كه در سفر و حضر از آن غافل نباشد و هميشه جانِ تشنه خويش را با شهد تلاوت آيات قرآن سيراب نمايد و روح خروشان را با حفظ و قرائت سوره ‏هاى قرآن، آرام و مطمئن سازد.

پدر معظم له، آن عالم بزرگ و فرزانه، اين نكته را دريافته بود و همين انس و الفت با قرآن موجب نورانيت روح و روان و راهگشاى او به سوى دانش دين و علوم حوزوى شد.

ايشان در تمام دوران تحصيل خويش هيچ گاه از سهم امام  عليه السلام استفاده نكرده و تاكنون نيز بر اين رويه استوار هستند؛ اين روش و رويه، روش پدران و اسلافشان نيز بوده است.

معظم له در نجف اشرف تمام سعى و تلاش خود را نمود كه با استفاده از اساتيد كارگشته و بلند مرتبه، سطح علمى خويش را ارتقا دهد و همواره در طلب دانش، سعى و كوشش وافرى داشت، به طورى كه تمام ايام درسى را در نجف می گذراند و فقط ايام تعطيل و دوره اى كه حوزه نجف در تعطيلى بود به خرمشهر بازمی گشت.

اين آمد و شد بين نجف و خرمشهر خالى از لطف نبود، چرا كه تمام آن چه را كه در حوزه نجف می آموخت به خرمشهر منتقل كرده و در آن جا هم به بحث و مناظره علمى با ساير طلاب علوم دينى می پرداخت.

 

جان شيفته دانش

معظم له كه تمام اوقات خويش را در پى كسب دانش دين و ارتقاى جايگاه علمى خويش در حوزه علميه نجف سپرى می كرد، بيشترين استفاده علمى را از محضر پدر عالم و فرزانه خويش نمود و در زمينه ‏هاى فقه، اصول، تفسير، فلسفه، عرفان، منطق، حديث و كلام توشه ‏ها برگرفت و بر خرمن دانش خويش افزود.

او در بيتى پا به عرصه گيتى نهاده بود كه قرن‏ها و پشت اندر پشت بر مسند دانش دين تكيه زده و جايگاه مرجعيت را اعتبارى بخشيده بودند، لذا همه هوش و حواس خود را به پدر سپرده و در محضر علمى پدر، مقدمات و سطح را به پايان رسانده و رفته رفته مراحل علمى را تكميل نمود.

معظم له آموختن دروس حوزه علميه را و پيمودن مدارج علمى دينى را در اولويت برنامه ‏هاى خود قرار داده بود؛ البته اين مطلب، موجب آن نشد كه از تحصيلات و آموزش‏هاى علوم جديد غافل بماند و آنها را نيز ادامه داده به طورى كه در شاخه ‏هاى مختلف علوم انسانى و در زمينه ‏هاى علوم اجتماعى، روان شناسى، جامعه شناسى، اخلاق نظرى، فلسفه غرب، و … اندوخته ‏هاى خويش را كامل كرده و صاحب نظر گشت.

تسلط وافر ايشان به دو زبان عربى و فارسى موجب گرديد كه در بسترى گسترده، دانش دينى خود را پر بار نمايد و بتواند از هر دو زبان در كسب معارف الهى استفاده كامل بنمايد؛ البته آشنايى به زبان انگليسى را نيز از دست ندادند.

حضرت آية اللّه العظمى حاج شيخ محمد شبيرى خاقانى (دامت بركاته)، پس از رسيدن به سن ازدواج، داماد عالمى جليل القدر و والا مقام حضرت علامه شيخ عبدالصاحب آل عصفور گشتند. علامه آل عصفور فرزند مرحوم آية اللّه شيخ خلف از علماى مشهور خرمشهر كه از نوادگان محدث بزرگ صاحب كتاب «حدائق» شيخ يوسف بحرانى  قدس ‏سره هستند.

ثمرات اين پيوند نورانى دو بيت علم و مرجعيت فرزندانى كوشا و مجتهد هستند كه در حوزه ‏هاى علميه قم، خرمشهر، نجف، كويت و سوريه فعال می باشند و به امورات دفتر معظم له و تحصيل و تدريس مشغول می باشند.

 

مهاجرت به كويت و سوريه

زندگى حضرت آية اللّه العظمى حاج شيخ محمد شبيرى خاقانى (دامت بركاته) سرشار از سير و سفر و مهاجرت است. در اواخر دهه 1380 هجرى كه كشور عراق تحت سيطره نظام سفاك بعثى قرار گرفت و اصول اوليه آنان نيز مبارزه با فرهنگ غنى اسلامى و در رأس آن مبارزه و تبعيد علماى اسلام بود، معظم له مجبور شد عراق ترك گفته و به كشور كويت مهاجرت نمايند.

پس از مدتى فعاليت علمى و تأسيس و راه اندازى مراكز علمى در كويت، طلاب حوزه ‏هاى علميه در سطح درس خارج گرد وجود ايشان را گرفتند و مريدان معظم له مشتاقانه در جلسات شركت می كردند.

با هجوم و حمله رژيم سفاك بعث به كويت، معظم له شبانه عازم سوريه شدند و در آن جا مريدان و طلاب حوزه ‏هاى علميه سوريه از ايشان درخواست كردند كه درس فقه و اصول را شروع كنند  تا از پرتو وجودى ايشان استفاده ببرند و حوزه علميه سوريه را رونق بخشند.

معظم له در پاسخ به اين ندا، با تأسيس حوزه علميه و دفتر علاوه بر تدريس علوم دينى و گسترش فرهنگ اسلامى، مورد مراجعه مردم قرار گرفتند. سال‏هاى متمادى در سوريه بودند و با علماى بلاد و ساير كشورها در ارتباط بودند.

اين رونق علمى و كثرت شاگردان معظم له، حكومت وقت سوريه را به نگرانى واداشت و از طرف سازمان امنيت سوريه از تدريس معظم له جلوگيرى شد و به ايشان گفتند: چرا شاگردان شما به اين تعداد زياد هستند؟ تمامى اسامى آنها در اداره امنيت ثبت و ضبط گرديده است. در نتيجه درس و بحث معظم له تعطيل گشت.

پس از چند روز، اين خبر در سطح بسيار بالايى در حوزه ‏هاى علميه سوريه و لبنان منتشر شد و رئيس مجلس اعلاى لبنان شيخ شمس الدين و هم چنين مرحوم آية اللّه سيد محمد باقر حكيم و مرحوم دكتر سيد مصطفى جمال الدين با شنيدن اين خبر بر دولت سوريه فشار آورده و خواستار آغاز مجدد درس و بحث معظم له شدند. پس از آن سازمان امنيت سوريه با اعزام هيأتى ضمن پوزش و عذرخواهى از معظم له، خواستار تشكيل دوباره حلقه ‏هاى درس و بازگشايى حوزه را نمودند.

 

ورود به قم

معظم له در سال 1421 قمرى مصادف با 1379 شمسى به دعوت جمعى از علما به شهر كريمه اهل بيت  عليهم‏ السلام  قم مقدس تشريف برده و با قدوم خود موجب شور و شادى در دل مشتاقان، طلاب و فضلاى علوم دينى و مقلدان خود گشتند.

باز هم به سنت هميشگى در پاسخ به نياز علمى طلاب علوم دينى، كرسى درس و بحث را بنا نهاده و تدريس را در شهر قم شروع كردند. در حال حاضر هرگاه به شهر مقدس قم تشريف فرما می شوند از تدريس غافل نبوده اند. طلاب و فضلاى حوزه علميه گرد شمع وجودى ايشان اجتماع كرده و از بيانات پربار علمى بهره می برند.

دروس علمى و دينى معظم له در شهر مقدس قم در دفتر ايشان برگزار می گردد كه مورد توجه و استقبال جمع عظيمى از طلاب و فضلاى و انديشمندان دينى قرار می گيرد.

 

بازگشت دوباره به نجف

پس از نابودى رژيم بعث عراق و آزادسازى عتبات عاليات، معظم له از نخستين علمايى بودند كه به شهر نجف بازگشتند و با تأسيس دفتر، حوزه درس و مؤسسه علمى به فعاليت ‏هاى دينى و علمى مشغول گشتند و در حال حاضر نيز دفتر و مؤسسه معظم له در شهر نجف فعال بوده و هر روز مورد رجوع مردم و طلاب و فضلاى حوزه نجف می باشد.

پس از سال‏ها، ورود دوباره به نجف خود سرآغاز تحول عظيم و شگرف براى انديشه ‏هاى علمى معظم له بود. ايشان علاوه بر تدريس علوم دينى، نياز جامعه اسلامى را مخصوص حوزه ‏هاى علميه را به بحث و استدلال دقيق، تشخيص داده تا با پرورش و تربيت دانش آموختگان مذهبى بتوانند پاسخى دقيق و مستدل به شبهات فكرى و مذاهب منحرف و مكاتب انحرافى را بدهند.

بر اين اساس، معظم له در ابتداى ورود به نجف اشرف مركزى را به نام «مؤسسه علمى و فقهى امام صادق  عليه السلام» بنا نهادند كه به صورت سيستماتيك و منظم در پى كشف استعداد ناب از طلاب و فضلا می باشند كه با پرورش و باليدن در اين بستر بتوانند آينده جهان اسلام را تضمين نموده و با استدلال و منطق و به دور از هياهو از مقدسات و انديشه ‏هاى اسلامى دفاع كنند.

هم اكنون نيز دفاتر معظم له در شهرهاى قم، خرمشهر، نجف، كويت، سوريه و … بسيار فعال بوده و علاوه بر فعاليت ‏هاى علمى در قالب مؤسسه و مراكز حوزوى به مراسم مذهبى توجه داشته و مورد رجوع اقشار مردم و طلاب و فضلاى حوزه می باشند.

 

ويژگى هاى اخلاقى

بيان زندگى علماى فرهيخته، خود داستان غريب ارباب معرفت است. نوشتن درباره مردان خدا، بسيار سخت و خطير می باشد. شخصيت گسترده معظم له موجب آن شده كه نتوانيم به همه جهات آن بپردازيم؛ اما به بخشى از خصوصيات و ويژگى‏ هاى اخلاقى معظم له پرداخته تا هر چند اندك، چراغى فروزان  فرا راه سالكان طريقت و جويندگان كمال و سير الى اللّه افروخته باشيم.

در اين جا با توجه به بيانات و مشاهدات هم نسلان، هم بحثان و شاگردان معظم له به ويژگى هاى اخلاقى ايشان می پردازيم.

 

1 ـ حسن خلق و لطافت محضر

معظم له، در گفتار و رفتار همچون سلف صالح خود به اولياى خدا اقتدا كرده و داراى بيانى خوش، اخلاقى نكوهيده و لطافت محضر هستند به طورى كه در محضر ايشان، هيچ گاه احساس خستگى و كسالت به مخاطب دست نمى ‏دهد.

وى از تجملات زندگى به دور بوده و خوش برخورد و خوش اخلاق هستند. همواره با طلاب جوان و آنان كه تازه گام در راه علم نهاده اند همانند بزرگان برخورد كرده و با آنان ساعت ‏ها به بحث و تبادل نظر می پردازند و با اين اخلاق نيكو در دل همگان جاى دارند.

اين خصيصه اخلاقى عالى و توجه به گفته ‏هاى مخاطب و شنيدن كلام آنها موجب گرديده كه در قلوب آنان راه يافته و همواره مريدان و مشتاقان در حلقه درس و بحث او گرد آيند.

 

2 ـ نظم در تمام مراحل

مهم‏ترين موضوع در تعالى انسان و پيمودن مدارج عالى، بدون شك مقوله نظم و ترتيب است. سفارش فراوان ائمه اطهار  عليهم‏ السلام به نظم و رعايت ترتيب و تعادل در امور زندگى، نشانگر آن است كه اسلام چه اهميت ويژه اى به نظم داده است.

معظم له، نظم را سرلوحه اعمال خويش قرار داده و همواره ديگران را به آن سفارش می فرمايند. دقت در وقت نماز، ساعات عبادت و زمان تدريس از خصوصيت بارز ايشان می باشد.

ايشان حتى ديدارهاى خصوصى و عمومى خويش را به گونه اى تنظيم می كنند كه لطمه ‏هاى به فعاليت ‏هاى علمى و مباحث درسى نزند و همواره به طلاب جوان درباره نظم گوشزد كرده و به آنان سفارش می كنند كه نظم و ترتيب را ملكه روح و جان خود قرار داده تا در طى مسير دانش و رسيدن به كمالات موفق باشند.

 

3 ـ نماز، تهجد و شب زنده‏دارى

نماز، ذكر شيرين مخلوق با خالق است، آن گاه كه انسان در برابر معبود قرار می گيرد و زبان به سخن می گشايد، موجبات تعالى روح را فراهم كرده تا به مراتب بالاتر دست يابد.

از آن جا كه نماز و نماز شب گشاينده درهاى عالم غيب و زداينده حجاب‏هاى ظلمانى و موجب اطمينان دل و محل اتصال با محبوب است، معظم له اهتمام ويژه اى به نماز داشته و مراقبت و مداومت زيادى بر نوافل يوميه دارند.

عشق به نماز، اهتمام به نماز اول وقت و برپايى نماز جماعت موجب آن شده است كه اهل عرفان و معرفت همواره در نماز جماعت ايشان شركت كرده و بهره معنوى ببرند.

سحرگاه به رسم ديرينه عاشقى هنگام عزلت از خلق و مناجات با محبوب است، ايشان عزلت خويش را در مناجات و نيايش‏هاى شبانه با خداى متعال جست و جو كرده و تا سپيده دم به عبادت می گذرانند تا از محبوب خويش بهره اى برند.

عالمان وارسته و زاهدان شب خيز همواره مصداق آيه شريفه {الّذين هُمْ على صلاتِهم دآئمونُ}[1] هستند و شيرينى اين خيزش را به سوى معبود و معشوق به چيزى سودا نكنند. معظم له مداومت بر تهجد و نماز شب را سرلوحه خويش قرار داده و به آن پاى بند هستند.

4 ـ عشق و علاقه به اهل بيت  عليهم‏السلام

هرگاه كه اسطوانه اجتهاد باشى و پربار از علم و دانش، هم چون رودى می گردى متلاطم در امواج عشق و محبت كه در نهايت به اقيانوس زلال و معنويت اهل بيت عليهم‏ السلام می پيوندى.

عشق و ارادت معظم له به ساحت قدسى اهل بيت  عليهم‏ السلام آن گونه است كه همه چيز را فقط به خاطر آن انوار الهى دوست می دارد و دائماً به ياد آنان بوده و همواره دستور به برپايى مجالس شعف و سرور در ايام ميلاد و بپا داشتن و اقامه عزا در ايام سوگوارى، وفيات، محرم و صفر می دهند و خود نيز در اين مجالس حضورى دائم و پيوسته دارند.

ايشان علاقه عجيب و وافر به زيارت بارگاه ملكوتى ائمه اطهار  عليهم‏السلامداشته و همواره در سعى و تلاش براى رسيدن به صفاى حضور آنان هستند. لذا دائماً مراقب هستند كه در سفر به شهرهاى مذهبى به زيارت حرم اهل بيت  عليهم‏ السلام رفته و كسب فيض نمايند.

اين كشش درونى و جذبه الهى مخصوص مردان خدا و عارفان به حق ائمه اطهار عليهم‏ السلام است. اين عشق وصف ناشدنى به خاندان رسالت از آن روست كه معظم له می دانند كه مزد رسالت پيامبر اكرم  صلى ‏الله‏ عليه‏ و ‏آله محبت ذوى القربى و اهل بيت معظم شان  عليهم‏ السلام است؛ چرا كه: {قُلْ لا اسألُكُم عليه أجراً إّ المَودَّة فِى القُربى}[2].

 

5 ـ طهارت دائمى و ذكر الهى

از خصوصيات بارز معظم له، دائم الوضوء بودن ايشان است چرا كه عقيده بر اين دارد كه وضو، موجب نورانيت نفس انسان است و عيان است كه نورانيت نفس همواره در همه حالات موجب تعالى و قرب است.

طهارت و پاكى دائمى از اولين نشانه ‏هاى قابليت و سلوك به سوى معبود است. بايد پاك باشى تا قابل باشى تا پيمانه دل را پر سازى و با دو بال علم و عمل به پرواز درآيى.

ايشان براى ذكر و ياد الهى اهميت ويژه اى قائل هستند و زبان خود جز به اذكار الهى كه از طريق اهل بيت عصمت و طهارت  عليهم‏ السلام رسيده است، نمى ‏گردانند و مراقبت ويژه بر ادعيه و اذكار دارند و همواره زبان به ستايش پروردگار چرخانده و ذكر الهى هميشه زمزمه روح و روانشان است.

ناگفته پيداست كه ذكر، والاترين مرتبه مريد است و بزرگ‏ترين علامت عشق راستين و واقعى به محبوب می باشد؛ زيرا اگر كسى چيزى را دوست می دارد، بيشتر در ياد او بود و هوايش پر و بال می زند. از اين روست كه معظم له همواره به ذكر و ياد خدا مشغول بوده و ديگران را نيز بدان سفارش می فرمايند.

 

6 ـ مساعدت و كمك به ديگران

اين ويژگى از مهم‏ترين ويژگى‏ ها و خصوصيات معظم له است. ايشان در زمينه ‏هاى علمى و بحث‏هاى حوزوى دستگير و كمك رسان ديگران هستند و همچون ناخداى آشنا و كاروان دارى راه نما، طالبان دانش را رهنمون ساخته و به سر منزل مقصود می رسانند. حل معضلات علمى، نشان دادن راه درست به شاگردان و مريدان، دستگيرى و مراقبت از اقشار ضعيف و كمك به هم نوع در وجود ايشان ملكه شده است.

ايشان علی رغم برخوردارى از جايگاه رفيع و مقام منيع مرجعيت، خسّت علمى نداشته و چونان مشعلى فروزان، راهگشاى جويندگان زواياى ناشناخته علم و مسائل دينى هستند.

در زمينه زندگى مادى، مساعدت به ديگران را جزو سلوك عبادى خويش دانسته و علی رغم حجم بسيار فعاليت ‏هاى علمى از اين مقوله فارغ نبوده و همواره پيشتاز در كمك به سايرين هستند كه از جهت كمّى و كيفى در نهايت اخلاص می باشد.

سيره عملى ايشان در باب كمك و مساعدت به خلق اللّه بسيار لطيف و نغز است؛ چرا كه معتقد به سلوك خشك و عرفان بى‏روح نيستند و مجاهدت را در اين دايره، كمك و دستگيرى به ديگران می دانند و همين امر موجب مراودات بسيار گشته و دفتر معظم له، محل رجوع طبقات مختلف مردم گرديده اند.

در پايان اين بخش، متذكر می شويم كه بيان تمام خصوصيات و ويژگى‏ هاى اخلاقى معظم له در اين مقال نمى ‏گنجد و خود نوشتارى جداگانه می طلبد. چگونه می توان سيره عملى و اخلاقى او را در ساليان سال و ده ‏هاى مختلف زندگى ايشان بيان كرد.

اين چند پاراگراف تنها گوشه اى كوچكى از خصوصيات اخلاقى آن بلند مرتبه مرجعى است كه خود از مطرح شدن در ميان خلق، گريزان بوده چرا كه انقطاع حقيقى و وصول به محبوب را در تجرد جان و ناشناخته بودن می داند؛ از قضا همين خصوصيت اخلاقى نيكو موجب شده تا اصحاب معنويت و پويندگان ره دانش گرد شمع وجود او به گردش آيند.

[1] . سوره معارج، آيه 23 .

[2] . سوره شورى، آيه 23 .

حيات علمى و فعاليت ‏هاى اجتماعى

در اين بخش به جايگاه علمى و فعاليت ‏هاى اجتماعى و مذهبى حضرت آية اللّه العظمى حاج شيخ محمد شبيرى خاقانى (دامت بركاته) پرداخته و در نظر داريم حيات علمى ايشان را كه سال‏هاى متمادى در پى كسب و تحصيل آن بوده اند را بيان كنيم.

معظم له سطوح عالى حوزه را نزد بزرگان و نام‏آورى از مراجع عظام شيعه آموخته و از فضل و دانش آنان خوشه چينى نموده تا اين كه خود به مقام منيع اجتهاد رسيدند.

 

راه نمايان و اساتيد علمى

براى سهولت امر و بيان بهتر مطلب، اساتيد و راه نمايان معظم له را به صورت تفكيك شده بيان می كنيم:

اساتيد معظم له در كفايه و رسائل

1 ـ آية اللّه الشيخ على زين الدين

2 ـ آية اللّه الشيخ صدرا بادكوبى

3 ـ آية اللّه سيد عبدالكريم كشميرى

4 ـ آية اللّه شيخ محمد جواد آل راضى

5 ـ آية اللّه شيخ هادى حموز

اساتيد معظم له در فقه

1 ـ آية اللّه العظمى سيد ابوالقاسم خويى[1]

2 ـ آية اللّه العظمى شيخ محمدطاهر آل شبير خاقانى

3 ـ آية اللّه العظمى سيد حسن بجنوردى[2]

4 ـ آية اللّه العظمى سيد محمدرضا گلپايگانى

5 ـ آية اللّه العظمى سيد كاظم شريعتمدارى

6 ـ آية اللّه العظمى شيخ ابراهيم كرباسى

7 ـ آية اللّه العظمى شيخ هاشم آملى[3]

 

اساتيد معظم له در اصول

1 ـ آية اللّه العظمى سيد ابوالقاسم خويى

2 ـ آية اللّه العظمى شيخ محمدطاهر آل شبير خاقانى

3 ـ آية اللّه العظمى سيد حسن بجنوردى

4 ـ آية اللّه العظمى شيخ محمد طاهر آل راضى[4]

5 ـ آية اللّه العظمى شيخ ابراهيم كرباسى

6 ـ آية اللّه العظمى شيخ هاشم آملى

7 ـ آية اللّه العظمى ميرزا باقر زنجانى

 

اساتيد معظم له در حكمت و فلسفه

1 ـ آية اللّه العظمى شيخ عباس قوچانى

2 ـ آية اللّه العظمى شيخ صدرا بادكوبه اى[5]

3 ـ آية اللّه العظمى شيخ محمدطاهر آل راضى

4 ـ آية اللّه العظمى شيخ محمدطاهر آل شبير خاقانى

 

تبليغ و تدريس

معظم له در طول زندگى خويش بنا به ضروريات و مقتضيات زمان جهت نشر معارف اسلامى و كسب مدارج علمى در كشورهاى اسلامى به تبليغ و تدريس پرداخته و به هر جا كه ورود می كردند سر منشأ خير و بركت و سرآغازى براى فعاليت ‏هاى علمى بود.

اين مجاهدت علمى در كشورهاى ايران، عراق، كويت، سوريه، بحرين و … مستمر و جارى است. پايگاه اصلى و اساسى دانش و علوم حوزوى به طور معمول در ساليانى دراز ايران و عراق و به بيانى بهتر حوزه نجف و حوزه قم بوده است و ايشان به طور متوالى در اين دو حوزه رفت و آمد داشتند.

معظم له ساليانى چند، جهت انجام امور تبليغى و تدريس علوم حوزوى ساكن كويت شدند. در همان ابتداى كار، تدريس دروس حوزه و بحوث علمى را شروع كردند.

پس از حمله عراق به كويت، ايشان به سوريه مهاجرت كردند و در آن جا رحل اقامت گزيدند و با تأسيس مدرسه و حوزه در آن جا نيز به تدريس علوم حوزوى، بحث خارج و تربيت علما و مجتهدين پرداختند.

حضرت آية اللّه العظمى حاج شيخ محمد شبيرى خاقانى (دامت بركاته) با وجود مهاجرت از كويت بنا به درخواست ‏هاى متعدد مقلدان و مريدان ايشان و به خاطر سابقه فعاليت ‏هاى پدر بزرگوارشان و نيز مجاهدت ‏ها و تلاش‏هاى فراوان خويش، پيش از مهاجرت از كويت، براى تبليغ و رسيدگى به اوضاع مراكز اسلامى كه در آن جا تأسيس نموده اند، حداقل سالى يك بار به آن ديار سفر كرده و در جريان فعاليت ‏هاى آن مراكز قرار می گيرند.

روحيه و مشى معظم له به گونه اى است كه از هر فرصت، هرچند كوچك و كوتاه، براى تدريس و فعاليت ‏هاى دينى استفاده می نمايند به همين خاطر، سعى می كنند در جلسات سخنرانى، مسائل دقيق علمى فقهى و كلامى را با بيانى شيوا طرح كرده تا مورد استفاده عموم قرار گيرد، حتى اگر تعداد شنوندگان اندك باشد؛ اين اخلاق پسنديده را از والد معظم خويش به ارث برده كه پس از انجام فرايض دينى، دقايق كوتاهى به وعظ و ارشاد مردم و نيز بيان مسائل علمى می پرداختند.

تدريس دروس حوزوى، بحث خارج و مطالب علمى در قالب نشست ‏هايى با طلاب علوم دينى در حوزه كويت، حوزه قم، حوزه نجف براى طلاب و فضلا و اهل علم، سارى و جارى می باشد و هرگاه معظم له بدان ديار رفته، دروس خود را شروع كرده و به بحث‏هاى علمى براى طلاب و فضلاى حوزه می پردازند.

در واقع معظم له از رسالت خويش كه مرزبانى از دين اسلام و نگاهبانى از شريعت است، هيچ گاه غفلت نورزيده، چنان كه با تقسيم وقت خويش در حوزه نجف به ساير مراكز اسلامى در كشورهاى ديگر نيز سركشى نموده و به طور مدام فعاليت ‏هاى را زير نظر داشته و سلسله بحث‏هاى علمى خويش و بيان دروس حوزه را ادامه می دهند.

ايشان شخصيتى جامع الاطراف و فقيهى نستوه هستند كه معنويت ‏ها و اصول راستين دين را همچون ميراثى گرامى، نگاه داشته و بسان مشعلى فروزان بر مراكز اسلامى و دينى و حوزه ‏هاى علميه تحت نظر خويش نورافشانى می نمايند.

 

دريافت اجازه اجتهاد

حضرت آية اللّه العظمى حاج شيخ محمد شبيرى خاقانى (دامت بركاته) با تلاش و كوشش بسيار و به سرعت مدارج علمى را طى كرده و به مرحله اجتهاد رسيدند.

ايشان از مرحوم پدر خويش (آية اللّه العظمى حاج شيخ محمد طاهر آل شبير خاقانى  قدس‏سره) و اصولى بزرگ حضرت آية اللّه العظمى ميرزا هاشم آملى  قدس ‏سره مفتخر به دريافت اجازه اجتهاد گرديدند.

دريافت اجازه اجتهاد از دو مرجع بزرگ و عالمان وارسته، موجب آن گرديد كه اهتمام ايشان به مسائل علمى و تربيت طلاب علوم دينى و پرورش فضلاى بادانش بيشتر شده و احساس مسؤوليت بيشترى بنمايند و پس از رحلت مرحوم آية اللّه العظمى حاج شيخ محمد طاهر آل شبير خاقانى  قدس ‏سره مورد رجوع مريدان و مشتاقان و فضلاى حوزه علميه گشتند.

 

مالك ملكه استنباط

متن اجازه اجتهاد معظم له كه از آية اللّه العظمى حاج شيخ محمد طاهر آل شبير خاقانى  قدس ‏سره دريافت كردند، بدين شرح است:

بسم اللّه الرحمن الرحيم

الحمد للّه ربّ العالمين و أفضل صلواته و تحياته على خير خلقه محمّد و آله الطاهرين المعصومين.

اما بعد، فانّ اللّه قد فضل العلماء و جعلهم ورثة الانبياء و ان مدادهم كدماء الشهداء لأنّهم اعلام الهداية و الارشاد، و ممن بذل حياته في تحصيل العلوم الدينية و المعارف الآلهية هو ولدنا الشيخ محمّد آل شبير الخاقاني و انفذ جهود حياته في تحصيل العلوم الشرعيه حتى بلغ مرتبة الاجتهاد و ملكة الاستنباط و قد قرر أبحاثاً فى الاصول و كثيراً من المباحث الفقهية و قرر مباحث لبعض اعلام العصور و أسأله تعالى ان يجعله من اعلام العصور و عليه بالورع في دينه و الاحتياط فى الشبهات انّه وليّ التوفيق بتاريخ 1399 ربيع الاول فى اليوم الرابع عشر منه.

حرره محمّد طاهر آل شبير الخاقاني

همان طور كه مشاهده می فرماييد در اين اجازه نامه به صورت ساده و روان بيان شده كه معظم له داراى مرتبه اجتهاد و ملكه استنباط گرديده و چه نيكو مشمول دعاى پدر گشته آن جا كه می فرمايد: «از خداوند متعال درخواست می كنم كه ايشان از بزرگان روزگار و عالمان برجسته قرار گيرد».

در اين اجازه اجتهاد به وضوح به جايگاه علمى معظم له اشاره شده است.

 

قريحه عالى و نبوغ فوق العاده

در اجازه اجتهاد ديگرى از استاد خود حضرت آية اللّه العظمى ميرزا شيخ هاشم آملى  قدس ‏سره دريافت كرده اند به نكاتى ظريف و پر معنى اشاره شده است. در اين اجازه نامه تصريح واضح به اجتهاد معظم له و نبوغ و قريحه ايشان شده است:

بسم اللّه الرحمن الرحيم

الحمد للّه ربّ العالمين و الصلواة و السلام على سيّدنا محمّد و آله الطاهرين و اللعنة الدائمة على أعدائهم أجمعين الى يوم الدين.

و بعد، فانّ العالم العامل، الفاضل الكامل، صاحب قريحة العاليه و النبوغ المتعالى، حضرة الشيخ محمّد آل شبير قد صرف عمره مدّة مديدة و ايّاماً متتالية في تحصيل العلوم الدينيّة عقليّة و نقليّة و حضر ابحاثي فقهيّة و اصوليّة حضور تحقيق و تدقيق و تعميق، و لم يقنع من السماع حتى بلغ بحمد اللّه تعالى مرتبة الاجتهاد، و له العمل بما استنبطه من الاحكام و اجزت له ان يروى عنى كلّ صحّ لي روايته و اوصيه بملازمة الاحتياط و التقوى و ان لا ينسانى من صالح دعواته كما لا انساه.

و قد حرّر ذلك في شهر ذى الحجة الحرام المطابق لسنة 1402 الهجري القمري.

الاحقر هاشم الآملي

براى اثبات اجتهاد معظم له، استاد او به عبارتى پربار و نغز اشاره فرموده اند كه بيانگر جايگاه علمى و تلاش بى وقفه معظم له در دريافت و استنباط علوم شرعيه می باشد.

عبارتى هم چون: «عالم عامل»، «فاضل كامل»، «صاحب قريحه عالى»، «نبوغ فوق العاده» براى ايشان، نشانگر آن است كه استاد زبردست در جوهره وجودى شاگرد خويش، چيزى را يافته است كه با اخلاص و ايمان كامل آن را بيان می كنند.

 

 

مرجعيت

پس از رحلت جانسوز بزرگ مرجع جهان اسلام حضرت آية اللّه العظمى خويى  قدس ‏سره گروه زيادى از شيعيان در كشورهاى اسلامى از جمله: ايران، عراق، بحرين، كويت، سوريه، عربستان سعودى (قطيف)، هند، پاكستان، اندونزى و مصر در تقليد به معظم له رجوع كردند.

ايشان علی رغم ميل باطنى كه نشان از خضوع و خشوع معظم له بود، بر خود تكليف ديده كه به سيل اشتياق مريدان و دوستداران خود جواب مثبت داده و مرجعيت را پذيرفتند.

ايشان هم اكنون در كشورهاى ايران، عراق، سوريه، بحرين، كويت، عربستان سعودى (قطيف)، هند، پاكستان، اندونزى، مصر و نيز در بسيارى از كشورهاى اروپايى و آفريقايى و آسيايى داراى وكلايى هستند كه امور مربوطه را بر عهده داشته و با دفتر ايشان در ارتباطند.

حضرت آية اللّه العظمى حاج شيخ محمد شبيرى خاقانى (دامت بركاته) با تأسيس دفتر در شهر مقدس قم و نجف هر روزه مورد رجوع اقشار بسيارى از مردم هستند و پاسخ گوى مسائل شرعى و مشكلات آنان می باشند.

معظم له با انتخاب دو شهر قم و نجف به عنوان پايگاه جهان تشيع علاوه بر كسب فيوضات معنوى و قرار گرفتن تحت انوار خاندان عصمت و طهارت در واقع نوعى ارتباط و توازن بين دو حوزه قم و نجف برقرار كردند كه اين نشان از تيزهوشى و درايت معظم له بوده كه با هر دو حوزه علميه، نشو و نما نموده و موجب ارتباط علمى و مراوده ‏هاى فرهنگى می گردد.

مرزبانان دين و دانشمندان تشيع، همواره نگاهبان حدود و ثغور دين هستند. اين وظيفه نگاهبانى چنان بر روح و جان آنان سنگينى می نمايد كه روز و شب خويش را فداى آن نموده و تمام عمر در خدمت اسلام هستند. معظم له با شناخت دقيق و بصيرت مثال زدنى، انديشه ‏هاى علمى و فرهنگى خويش را به منصه ظهور رسانده و در پى آن هستند كه با تأسيس مراكز علمى و دينى، آينده جهان اسلام را تضمين نمايند.

حضرت آية اللّه العظمى حاج شيخ محمد شبيرى خاقانى (دامت بركاته) نياز فعلى جهان اسلام را داشتن نيروهاى متخصص و متعهد و كاردان می دانند كه بتوانند در برابر هجمه ‏هاى دشمن و شبهه ‏هاى فكرى و انحرافى آنان به مقابله و مبارزه بپردازند. اين امر ميسر نمى ‏شود مگر با تربيت طلاب و فضلايى كه بتوانند به طور مستدل و دقيق و همراه با اخلاق و منش اجتماعى گيرا و مردم پسند، به مقابله و پاسخ گويى بپردازند.

بنا بر اين انديشه متعالى، معظم له با تأسيس مؤسسه علمى ـ فقهى امام صادق  عليه السلام در شهر قم و نجف و در كنار دفتر مرجعيت، در پى آن است كه به اين امر مهم جامه عمل بپوشاند.

[1] . در مقام علمى و احاطه ايشان بر علوم مختلف نيازى به توضيح نيست، آية اللّه العظمى حاج سيد ابوالقاسم خويى متولد 1317 و متوفاى 1413 هجرى هستند.

[2] . از مراجع بزرگ و صاحب كتاب وزين «القواعد الفقهيه» هستند.

[3] . فقيه نامدار و اصولى شهير كه خود در محضر بزرگانى و آيات عظامى همچون: حايرى يزدى مؤسس حوزه قم، حجت كوه كمره اى، علامه شاه آبادى، سيد ابوالحسن اصفهانى، علامه نائينى و آقا ضياء عراقى، كسب فيض نموده بود.

[4] . آية اللّه العظمى حاج شيخ محمد شبيرى خاقانى دامت بركاته به دليل شخصيت جامع الاطراف مرحوم آية اللّه العظمى آل راضى  قدس‏سره به ايشان علاقه وافرى داشته و در دروس و بحوث علمى رابطه مريد و مرادى برقرار بوده است. مرحوم آل راضى در علوم متعددى صاحب نظر بوده است (روحش شاد).

[5] . يادآورى اين نكته خالى از لطف نيست، پس از گذشت شش سال از وفات مرحوم بادكوبه اى هنگامى كه به جهتى قبرش را حفر كردند، جسدش را بدون هيچ تغييرى و سالم مشاهده كردند.

فعاليت ‏هاى اجتماعى و دينى

مرجع عاليقدر جهان تشيع، حضرت آية اللّه العظمى حاج شيخ محمد شبيرى خاقانى (دامت بركاته) شخصيتى نستوه و خستگی ‏ناپذير می باشند. ايشان با بيش از نيم قرن تجربه و فعاليت علمى همواره در اجتماع نقش مثبت و مؤثرى را ايفا نموده اند.

بيان تمام فعاليت ‏هاى علمى و دينى و اجتماعى ايشان از حوصله اين نوشتار خارج است؛ اما از آن جا كه «آب دريا گر نتوان كشيد، هم به قدر عافيت بايد چشيد» به گوشه اى اندك از اين فعاليت ‏هاى پر بار و مؤثر می پردازيم.

اميدواريم توانسته باشيم پاسخى نيكو به دوستداران و مقلدان معظم له داده باشيم كه همواره در مقام پرس و جو هستند تا شخصيت ايشان را بهتر و بيشتر بشناسند و از سير فعاليت ‏هاى اجتماعى و دينى ايشان آگاه گردند.

 

تأسيس و اداره مراكز علمى و اسلامى

معظم له در طول فعاليت ‏هاى خويش، اقدام به تأسيس مراكز علمى و اسلامى نمودند و نيز به اداره مؤسساتى كه پدر معظم له تأسيس نموده بودند، پرداخته اند. اين مراكز و مؤسسات عبارتند از:

1 ـ تأسيس مؤسسه علمى ـ فقهى امام صادق  عليه السلام در قم.

2 ـ تأسيس مؤسسه فقهى ـ علمى امام صادق  عليه السلام در نجف اشرف.

3 ـ تأسيس پژوهشكده علوم معرفتى در نجف اشرف.

4 ـ تأسيس مركز استنباط علمى در نجف اشرف.

5 ـ تأسيس مركز علمى امام صادق  عليه السلام در خرمشهر.

6 ـ تأسيس مركز علمى در كويت.

7 ـ تأسيس حوزه علمى دينى در كويت.

8 ـ تشكيل حوزه علميه دينى در سوريه كه در دو بخش دروس عالى و سطوح «دروس عربى، بلاغت، فقه مقارن، اخلاق، علوم استنباطى» تأسيس شده است.

8 ـ مركز علمى و مدرسه علميه در قم.

9 ـ مركز علمى و مدرسه علميه در خرمشهر.

10 ـ دفتر فرهنگى و نمايندگى معظم له در مصر كه در طول فعاليت ‏هاى خود تا كنون توانسته است باعث پيوستن گروهى از فرهنگيان، اساتيد دانشگاه و مردم به مذهب حقّه شيعه بشود.

11 ـ نظارت بر مؤسسات مرحوم آية اللّه العظمى خويى در لندن.

12 ـ نوسازى و بازسازى مسجد امام صادق  عليه السلام در خرمشهر كه در جنگ تحميلى ويران شده بود و داراى هيأت امناى بسيار فعال و افراد سرشناسى هستند.

13 ـ بنا و اداره مسجد در كويت كه عزل و نصب ائمه جماعات آن با دستور معظم له صورت می گيرد. هنگامى كه ايشان در كويت حضور دارند با اقامه نماز جمعه موجب گسترش وحدت بين امت اسلامى می گردند. هنگام نماز ايشان، همه مسلمانان اعم از شيعه و سنى به ايشان اقتدا كرده و نماز جمعه را برپا می دارند.

14 ـ تأسيس مركز فرهنگى اسلامى در اندونزى.

15 ـ مشاركت در بناى مساجد، حسينه ‏ها، مراكز علمى، مراكز دينى، حوزه ‏هاى علميه، دانشگاه ‏هاى اسلامى و  … در ضمن فعاليت ‏هاى معظم له است كه با تشويق و حمايت ايشان، راه اندازى شده و مشغول به فعاليت علمى و دينى می باشند.

 

 

شركت در همايش‏ها و كنفرانس‏هاى علمى

روش و مشى حضرت آية اللّه العظمى حاج شيخ محمد شبيرى خاقانى (دامت بركاته) اين گونه است كه براى رساندن پيام اسلام، تبليغ دين و حقانيت مذهب تشيّع، هميشه بايد حضورى فعال در تمامى عرصه ‏هاى اجتماعى داشت.

شركت در مجامع علمى و همايش‏ها و كنفرانس‏هايى كه در آن موجب تبادل آراء و نظريات علما و دانشمندان اسلامى می باشد، از اولويت ‏هاى فعاليت ايشان می باشد كه معظم له به اين امر اهتمام مخصوصى دارند.

معظم له در جهت ارائه انديشه ‏هاى علمى و نظريات دينى خويش و هم چنين تبليغ مذهب تشيع و رساندن پيام حقانيت مذهب به گوش همگان در بسيارى از مجامع و همايش‏هاى علمى به درخواست آنان، شركت كرده و سعى وافر و تلاش فراوان داشته اند كه از رسالت علمى و دينى خويش غافل نباشند.

براى نمونه به تعدادى از اين كنفرانس‏هاى علمى و دينى اشاره می كنيم:

1 ـ شركت و ارائه مقاله در كنگره شيخ انصارى در ايران

2 ـ شركت و ارائه مقاله در كنگره اسلامى در آمريكا

3 ـ شركت و ارائه مقاله در كنگره عمان (مسقط) پيرامون اجتهاد.

4 ـ شركت و ارائه مقاله در كنگره سوريه (دمشق) پيرامون تقريب مذاهب اسلامى.

5 ـ شركت و ارائه مقاله در كنفرانس «فاطمه زهرا  عليهاالسلام و روش‏هاى علمى» در ايران.

6 ـ شركت و ارائه مقاله در كنفرانس غدير، لندن

 

مناظره ‏هاى تبليغى ـ اسلامى

از روش و سيره اخلاقى و علمى حضرت آية اللّه العظمى حاج شيخ محمد شبيرى خاقانى (دامت بركاته) اين است كه همواره به شيفتگان والاى ارزش ها و تشنگان حق و حقيقت، توجه كافى داشته و دارند.

ايشان كه خود استادى زبردست هستند با ارزيابى درك‏ها و شناخت ‏ها به اشاعه حق و حقيت ‏ها می پردازند و اين مسير به روشن شدن دل‏ها و جان‏ها می انجامد.

معظم له هميشه اخلاق اسلامى را مورد توجه قرار دهد و بر دو بعد نظرى و عملى اخلاق تأكيد دارند، چه بسا كسى در پى دميدن روح اخلاق در فرد و جامعه باشد و براى اين هدف از طريق عملى و رفتارى وارد گردد، شايد موفق و كامياب گردد؛ اما انحصار به اخلاق عملى نيكو به نظر نمى‏ رسد. لذا معظم له بر اين عقيده اند كه رعايت هر دو جانب اخلاق عملى و اخلاق نظرى به منزله دو بال براى پرواز انسان است.

اين اخلاق نيكو و روش پسنديده خود موجب جذب قلوب و ربايش دل ‏هاست؛ بنابراين معظم له با شركت در مناظره ‏هاى تبليغى و با رعايت اصول اخلاقى، موجب هدايت و جذب بسيارى از اقشار فرهنگى و دانشگاهيان به مذهب تشيع شده اند. در اين به نمونه ‏هايى از اين مناظره ‏ها اشاره می كنيم:

1 ـ مناظره با رئيس دانشكد منچستر انگلستان درباره فعاليت ‏هاى علمى از نظر اسلام و نيز تكامل تاريخ فكر اصولى از عصر غيبت امام زمان (عج) تا به حال.

2 ـ مذاكره با ژنرال عبداللّه (يكى از فرماندهان انگليسى در جنگ جهانى دوم) پيرامون چگونگى اسلام آوردن او و گرويدنش به مذهب حقه شيعه است كه بازتاب بسيار فراوانى داشته است.

3 ـ گفت و گو و مناظره و انجام فعاليت ‏هاى تبليغى در ميان انديشمندان و دانشگاهيان و متفكران ليبى كه نتيجه آن گرويدن آنها به مذهب شيعه گشت.

4 ـ بحث علمى و گفت و گو با اساتيد و دانشگاهيان و متفكران مصرى كه سرانجام به شيعه شدن آنها انجاميد.

خصوصيات و اولويت ‏هاى علمى

معظم له بنا به اقتضاى جايگاه علمى مرجعيت و پشتوانه سال هاى متمادى فعاليت در حوزه ‏هاى علميه كشورهاى مختلف، در شناخت علوم و دانش‏هاى گوناگون، استادى برجسته و داراى نظريات علمى بسيار مهمى می باشند.

ايشان در طول فعاليت ‏هاى خود، شيوه اى نوين و خاص داشته كه در آن اولويت ‏هاى تحصيل دانش دينى را مشخص نموده و به آن عمل كرده اند. اين خصوصيت و شيوه علمى می تواند براى طلاب و فضلاى جوان ره نما و راه گشا باشد.

 

1 ـ محوريت علم فقه

از آن جا كه دانش دين و بخصوص فقه در ديدگاه اسلام و علماى دين جايگاه بسيار برجسته و والا دارد و در ميان ساير علوم اسلامى موقعيتى خاص يافته است، معظم له عنايت ويژه اى به آن داشته و علم فقه را محور علوم حوزوى می دانند.

فقهاى بزرگ شيعه تمام جهد و سعى خويش را در تكامل و ترقى فقهى حوزه ‏ها به كار گرفته اند. از جمله مواردى كه به علما و فقها در جهت تكامل حركت و جهش فقهى، كمك شايان و برجسته می نمايد، باز بودن باب اجتهاد است.

اين ويژگى خاص، مخصوص فقه شيعه می باشد؛ چرا كه ساير فِرَق و مذاهب اسلامى، باب اجتهاد را بسته نگه داشته و باب تعصب و جمود فكرى را باز نموده اند كه اين قفل شدن و بسته ماندن اجتهاد با واقعيت فقه اسلامى سنخيت ندارد.

معظم له كه عمر شريف خود را وقف علوم اسلامى كرده اند، در جهت تثبيت حركت فقهى شيعه تلاش فراوانى نموده اند، به طورى كه از سنين جوانى، تدريس خارج را شروع كرده و در طول اين دوران توانسته اند چند دوره فقه و اصول را تدريس نمايند.

معظم له، بدين مقدار اكتفا نكرده و علاوه بر تدريس به نوشتن موسوعه اى وزين به نام «مدرك العروة» كه شرح عروة الوثقى است، پرداخته كه دربرگيرنده نظرات فقهى ايشان است. اين كتاب تاكنون 30 جلد آن چاپ شده و بقيه جلدهاى در حال تكميل شدن است.

حضرت آية اللّه العظمى حاج شيخ محمد شبيرى خاقانى (دامت بركاته) در فقه داراى منشى فوق العاده هستند كه عبارت است از: توجه داشتن به روح استدلال، تطبيق قواعد كبرى بر مصاديق جزئى و در نظر داشتن فروع است و ابتكار كبريات قواعد اصولى و ذكر آن در مناسبت ‏هاى مختلف فقهى كه همين اصل، پايه و اساس تشخيص اعلم در نظر معظم له می باشد.

اين قدرت تفريغ باعث آن شده است كه ديد عرفى و مبنايى در فهم نصوص شرعى و عقلى ملكه جان او باشد. نياز به شرح نيست كه هر چه مجتهد از ذوق لطيف‏تر و فهم بالايى برخوردار باشد، می تواند از قدرت تطبيق قوانين عقلايى و فهميدن الفاظ كتاب و سنت برخوردار باشد و اين ويژگى، او را در رسيدن به واقعيت حكم شرعى رهنمون سازد كه معظم له داراى قدرت استنباط فراوان به گواه استاد بزرگ خود حضرت آية اللّه العظمى ميرزا هاشم آملى  قدس ‏سره بوده و صاحب قريحه عالى و نبوغ فوق العاده می باشند.

 

2 ـ عرصه علم اصول

اين مرجع عالى قدر، حضرت آية اللّه العظمى حاج شيخ محمد شبيرى خاقانى (دامت بركاته) داراى شخصيت اصولى است. روزگاران درازى را در ساحت علم اصول سپرى كرده و پيچ و خم آن واقف می باشند. ايشان چندين دوره كامل اصول تدريس نموده و تأليفات گرانبهايى در اين زمينه دارند.

با حضور در درس معظم له و بررسى نوشته ‏هاى علمى ايشان بدين نتيجه خواهيم رسيد كه علم اصول با پشت سر گذاشتن دوره تمهيدى، دوره علمى و تكاملى خود به عصر جديد رسيده است.

دوره تمهيدى علم اصول با ابن ابى عقيل و ابن جنيد شروع شده و با شيخ طوسى به پايان رسيده است. (البته در ميان علماى اصول در اين باره اختلاف وجود دارد؛ گروهى برآنند كه آغاز علم اصول از زمان امام باقر و امام صادق  عليهم االسلام و اصحابشان مانند: هشام بن حكم و يونس بن عبدالرحمن شروع شده است).

دوره علمى، دوره رشد و نمو علم اصول بوده كه با شيخ طوسى شروع شده و با نوابغى هم چون: محقق حلى، ابن ادريس، علامه حلى، شهيد اول و ساير علماى اصولى ادامه يافته است.

دوره تكاملى، دوره اى است كه با دست با كفايت وحيد بهبهانى آغاز شد و همت و تلاش تمامى علما و فقهاى سابق در زمينه فقه و اصول را يك جا جمع كرد كه اين در آثار آنان قابل مشاهده است. علم اصول در اين دوره به نهايت كمال خود رسيد. در طول اين دوره سه نسل از اصوليين نمايان شدند.

بزرگانى از شاگردان وحيد بهبهانى مثل سيد مهدى بحرالعلوم و شيخ جعفر كاشف الغطاء و ميرزا ابوالقاسم قمى و سيد على طباطبايى و… سردمداران نسل اول بودند.

نسل دوم اصوليين با شاگردان نسل اول مانند شيخ محمد تقى بن عبدالرحيم و سيد محسن اعرجى و شريف العلماء و مولا احمد نراقى و شيخ محمد حسن جواهرى شكل گرفت.

برجسته‏ترين عالم اصولى نسل سوم، شيخ مرتضى انصارى  قدس‏سرهاست كه به اوج تكامل علم اصول رسيد. پيشرفت و تكامل علم اصول به دست وحيد بهبهانى ايجاد شد كه بيش از يك قرن است در حوزه ‏هاى علميه جارى و رايج می باشد و هم اكنون نيز اصول حوزه ادامه دهنده همان راه است.

علم اصول پس از وفات صاحب معالم دچار وفقه اى گرديد و با ظهور اخباريان در قرن يازدهم و دوازدهم در واقع نوعى حركت درجا و متوقف داشت. اما هيچ گاه علم اصول جذبه و دغدغه خويش را از دست نداد تا اين كه ملا عبداللّه تونى با تأليف كتاب «الوافيه» و پس از او محقق گرانسنگ سيد حسين تونى با كتاب «مشارق الشموس فى شرح الدروس» روحى تازه به كالبد علم اصول دميدند.

از لطايف بى‏نظير اين دوران تأثير پذيرفتن ابحاث اصولى از افكار فلسفى بود كه اين نشأت گرفته از ممارست فلسفى مرحوم تونى بوده است. از آن دوره به بعد ديدگاه فلسفى به صورت گسترده اى در افكار علم اصول و مسائل آن راه يافت.

علم اصول در اين عصر بر اثر رواج ابحاث و ديدگاه ‏هاى فلسفى به جاى علم كلام و نيز بر اثر پيدايش مكاتب فلسفى عميق هم چون مكتب ملا صدرا، بيشتر از فلسفه الهام گرفت و به حركت خود ادامه داد. راه يافتن مسائلى هم چون: اصالة الوجود، اصالة الماهية به مباحث و مسائل علم اصول مانند: مسأله اجتماع امر و نهى و بحث تعلق امر به طبايع افراد و … از آثار و تبعات اين دوره از علم اصول شيعه است.

معظم له در زمينه علم اصول داراى آثار و نوشته ‏هاى بسيار گرانبهايى هستند كه می توان به كتاب «دراسات الاصولية» ايشان اشاره كرد.

 

3 ـ ساحت مقدس تفسير

در اعصار گذشته تلاش و مجاهدت ‏هاى بسيارى براى ترقى و پيشبرد علوم قرآن در حوزه علميه انجام گرديده است، اما اين حركت مقدس و نورانى در قرن اخير به كندى صورت گرفته است.

معظم له نيز در اين عرصه با شناخت دقيق از اين خلاء به وجود آمده در كنار فقه و اصول، به تفسير نيز پرداخته تا حركتى نورانى به سوى قله كمال باشد.

اهميت پرداختن به علوم قرآنى از آن جهت است كه تمام طبقات جامعه به آشنايى با قرآن كريم نياز مبرم داشته و قرآن اولين كتاب زندگى و سرآغاز علم و دانش است.

معظم له با شيوه اى نوين و بديع به ساحت تفسير وارد شده و علاوه بر تفسير روايى و ادبى به تفسير فلسفى و فقهى و روايى و… ورود كرده و از تفسير آيه به آيه نيز غافل نبوده اند. در سبك و شيوه بيان مضمون آيه، بيان معانى مفردات، مباحث علمى از جمله: بحث روايى، اصولى، فقهى، اخلاقى، فلسفى و اجتماعى و … مورد توجه قرار گرفته است.

ايشان با نگاشتن 4 جلد كتاب به نام «القرآن و الاصول الموضوعة العامة» اثرى جاودان به يادگار گذاشته اند، البته نوشته ‏هاى تفسيرى ديگرى نيز دارند كه هنوز به زيور طبع آراسته نشده است.

 

4 ـ اهميت تفكر و اخلاق

در فرهنگ غنى اسلامى كه اساس آن بر فطرت انسان نهاده شده است، به تفكر كه مهم‏ترين ويژگى فطرى اوست، اصالت داده و به آن توجه خاصى نموده است.

معظم له با توجه به اين كه اسلام به تفكر و انديشه اصالت بخشيده و از جايگاه بلندى برخوردار است، همواره در دروس، ابحاث و نوشته ‏هاى خويش، تأكيد فراوان به تفكر و اخلاق می نمايند.

ايشان بر اين عقيده اند كه يكى از اصول اساسى و مهم تعاليم قرآن دعوت به تفكر و تدبر بوده است، لذا طلاب و فضلاى حوزه نبايد از اين اصل غافل باشند.

فهم مهم‏ترين مسائل اعتقادى و دينى، به نيروى تفكر و انديشه محول شده است و راه شناخت مبدأ و معاد از طريق فهم و تفكر است. پرداختن به اين اصل مهم از سفارشات مؤكد و برگرفته از انديشه ‏هاى روشن معظم له است.

در افكار و انديشه ‏هاى ايشان، اخلاق مقوله اى ديگر است. يكى از آرمان‏هاى بزرگ مكاتب الهى، ساختن جهانى مبتنى بر اخلاق حسنه و برپايى مدينه فاضله است. تحقق اين آرمان بدون شك نيازمند داشتن مردان الهى و مجاهدان راستينى است كه براى تبليغ و تبيين اين جامعه آرمانى بر اساس آموزه ‏هاى اسلام و قرآن همت گمارند.

بنابراين، معظم له هميشه در طول فعاليت ‏هاى علمى خويش بر اخلاق تأكيد فراوان داشته و آن را زيربناى قواعد اسلامى دانسته اند؛ چرا كه مكتب تشيع به سرچشمه ‏هاى جوشانى چون اهل بيت وحى  عليهم‏ السلام متصل است كه خود اسوه ‏هاى اخلاق می باشند.

حوزه اخلاق فردى و عمومى و نيز رعايت اخلاق در مباحث علمى و آثار قلمى، بيانگر اهميت فوق العاده اخلاق نزد ايشان است. سفارش به ترويج فرهنگ اخلاق محور و دورى از بداخلاقى‏ هاى رايج علمى از تأكيدات ايشان در طول حركت علمى است.

ايشان معتقدند كه گسترش اسلام راستين در جامعه، حذف فرهنگ منحط و مخرب غربى و اجراى اصولى موازين و قوانين اسلامى با تمسك به اخلاق و اسوه قرار دادن اسطوره ‏هاى دين، ميسر و شدنى است و همواره تمام ره جويان، طلاب علوم دينى و مشتاقان خدمت به مكتب تشيع را به اين امر مهم سفارش كرده و در نوشته ‏هاى خويش بسيار بر آن تأكيد می نمايند.

 

5 ـ وادى عرفان و فلسفه

حضرت آية اللّه العظمى حاج شيخ محمد شبيرى خاقانى (دامت بركاته) قائل به عرفان نظرى و عرفان عملى می باشند. عرفان نظرى دانشى است كه به تفسير وجود و شأن خداى متعال و جهان و انسان پرداخته و از اين جهت، مانند فلسفه الهى است كه خود داراى موضوع، مبادى و مسائل است و استدلال‏ها و براهين آن، مبتنى بر كشف و شهود می باشد.

اما عرفان عملى، دانشى است كه وظايف انسان را نسبت به كردگار، جهان هستى و نفس بيان كرده و به تعبير ديگر سير و سلوك است كه در آن چگونگى سير و سلوك به سوى خداوند و رسيدن به بلنداى قله انسانيت يا همان توحيد تعريف شده است.

علوم اسلامى را به دو گونه می توان تقسيم كرد:

1 ـ علوم تأسيسى كه مؤسس آنها اديان بوده است، مانند: علم فقه و تفسير.

2 ـ علوم انسانى كه مبتكر آن بشر بوده اما دين در رشد و نمو نقش آفرين بوده است، مانند: فلسفه، فيزيك، علم پزشكى.

منبع وريشه اصلى عرفان اسلامى،قرآن كريم وسنت پيامبر اسلام  صلى ‏الله‏ عليه‏ و ‏آله و ائمه اطهار عليهم‏ السلام است. ديدگاه حوزوى نسبت به افكار عرفانى مورد اختلاف دو گروه است. گروهى عرفان را مصداق علم لا ينفع دانسته و تحصيل آن را موجب تباهى عمر می دانند. گروهى ديگر، عرفان را از اصلى‏ترين علوم اسلامى دانسته و براى آن نقش عظيمى در تحرك علمى انسان در بخش فلسفه و كلام قائلند.

انسان در ابتداى امر نبايد دچار خلط موضوع گشته و دورى از دنيا، انزواطلبى، لباس خشن را مظهر عرفان بداند؛ چرا كه عرفان در شكل ظاهرى انسان نهفته نيست. چه بسا عارفانى در ظاهر، تفاوتى با مردم ندارند؛ اما در عالى‏ترين و بالاترين مراتب سير و سلوك‏اند.

به نظر معظم له، ارائه گسترده آموزه ‏هاى عرفانى مكتب اهل بيت  عليهم ‏السلام براى پاسخ گويى به عطش نسل معاصر به عرفان ناب، ضرورتى ترديدناپذير است؛ زيرا در صورت سهو و غفلت از اين مهم، آنان به سمت عرفان تهى از معنويت و به شدت سرخورده و خسته رفته و جذب محافل منحرف و عرفان‏هاى وارداتى شرق و غرب شده كه جبران خسارات آن شايد ناممكن باشد.

عرفان اصيل اسلامى با شيرينى و گيرايى خويش، جذابيت فوق العاده اى داشته و بهترين عامل براى جذب اهل دانش و انديشه بخصوص نسل جوان و باورپذيرى آموزه ‏هاى دينى و مصونيت از افتادن به دام فرهنگ مبتذل مادى با تمسك به سيره اهل بيت  عليهم‏ السلام است.

نگرش موحدانه و يكتاجويانه، روحيات عارفانه و احساسات دينى در عرصه عرفان و فلسفه می تواند مصونيتى انكارناپذير به وجود آورد و نيز حلقه وصل محكم و متينى براى اثبات عقايد دينى، موعظه ‏ها، آموزه ‏هاى دينى و اعتقادى باشد.

فلسفه نيز از اين مقوله به دور نبوده و در طول شكل‏گيرى آن همواره با امواج مخالف و موافق در تكاپو بوده است. فيلسوف مسلمان و عارف اسلامى، همواره در اين جهد است كه معارف و اصول اسلامى را بر اساس دقيق‏ترين و مهم‏ترين نظريات فلسفى استوار سازد و بدان غنا بخشد.

در واقع آن چرا كه در فكر و انديشه به آن رسيده است در ساحت عمل متبلور سازد و به معرفت واقعى كه از راه تعليم و تعلم بر اساس براهين و قياسات منطقى و از راه علم لدنى كه بر اساس كشف و شهود است، دست يابد.

شاهكار فلسفه، علم حضورى است كه مبناى بسيار از مباحث معرفت شناختى در فلسفه اسلامى است. فلاسفه اسلامى علم را به حصولى و حضورى تقسيم كرده اند. اين گونه تقسيم بندى ثمره نگاهى هستى شناختى به پديده دانش است.

دغدغه فلسفه اسلامى در عصر كنونى پاسخ به مباحث جديد معرفت شناختى است. مباحثى از قبيل: مبناگرايى، رئاليسم، شك گرايى، معرفت شهودى، تجرد عقل، مفهوم عقل، انتقال فيض و … .

امكان هر گونه ادراكى در انسان در فلسفه و به تبع آن حكمت متعاليه منوط به برقرارى پيوند با عقل فعال است. از اين رو بررسى كامل چيستى، چرايى و نقش وجود شناختى و معرفت شناختى اين موجود و به طول كلى عقول، در فلسفه اسلامى ضرورى است.

فلسفه اسلامى هراسى از پاسخ‏گويى به شبهات و ردود ندارد؛ چرا كه سرچشمه و منبع فيض آن، دانش لدنى محمدى و علوم اهل بيت  عليهم‏ السلام است كه واسطه فيض و متصل به آسمانند. شرح و بسط و توضيح مقولاتى چون: عقل، عقل طولى، عقل عرضى، وحدت و كثرت، فلك، وجودشناسى، چيستى، معرفت‏شناسى ادراك، معاد و … در حكمت متعاليه كه همان مكاتب متداول و مشهور در فلسفه اسلامى است، بسيار سهل و آسان است.

نام آوران فلسفه اسلامى هم چون بوعلى سينا، صدر المتألهين، ملا محسن فيض كاشانى، ملا عبدالرزاق لاهيجى و … از طى طريق در وادى هرگز نهراسيده و هماوردان ميدان علم و دانش بوده اند.

بنا بر مطالب ارائه شده فوق، معظم له، با داشتن اين ديدگاه و انديشه كه عرفان و فلسفه در راستاى آموزه ‏هاى اسلام و تعاليم اهل بيت  عليهم‏ السلام نيكو، شيرين و راه‏گشا خواهد بود، به آن پرداخته و تنها ديدگاه فلسفه اى را قبول دارند كه در راستاى بيان و استحكام دين محمدى و سنت ائمه اطهار عليهم ‏السلام باشد. آن چه زلال و شفاف است فلسفه اى است كه نشأت گرفته از تعاليم آسمانى و فيض قدسى باشد، باقى همه پوچ و حباب است.

ايشان با اين عقيده و انديشه در اين وادى به جولان پرداخته و ساليان سال را به تعمق و غور گذرانده كه حاصل و چكيده آن در نوشته ‏هاى فلسفى و عرفانى معظم له متبلور گشته است.

 

6 ـ ميدان علوم و دانش‏هاى گوناگون

معظم له با طرح نظريات علمى و پرداختن به اصول و فنون و قواعد دانش‏هاى مختلف پا به عرصه ميادين مختلف علم و دانش دين نهاده و در تمامى آنها به اظهار نظر و ارائه نظريه پرداخته اند.

نظر ايشان اين است كه يك فرهيخته حوزوى و مجتهد دانا، بايد با شرايط روز و علوم مختلف آشنا باشد تا بتواند كشتى متلاطم جامعه را به سر منزل مقصود برساند و روح اصيل اسلام و مكتب صحيح اهل بيت  عليهم ‏السلام را بتواند با رفع شبهات و نظريات منحرف، به شكلى زيبا و شايسته، پاسدارى و نگاهبانى نمايد.

بنابراين ايشان با تاكتيك و ساختارى زيبا، ضمن توجه به دقايق علمى و عمق استدلالى به علوم مختلفى پرداخته اند. نظريات ايشان غالباً از استوارى شايسته اى برخوردار بوده و می توان گفت كه اطمينان علمى به مطالبى كه ارائه می دهند، داشته و ضمن احترام به ساير نظريات، به تجزيه و تحليل آن پرداخته و در اين وادى از بررسى آراى ديگر انديشمندان غافل نبوده اند.

يكى از مقوله ‏هاى برجسته معظم له، آزادى فكر و جولان باز انديشه است و با اين خصوصيت و پشتوانه علمى و اجتهادى خويش به ساحت علوم مختلف وارد شده و اظهار نظر می نمايند.

معظم له در تمامى دروس، ابحاث، نوشته ‏ها و نظريات علمى خويش بر بعد عرفانى و سير معنوى و عالم ملكوت و اتصال به مبدأ اساسى تأكيد داشته و چشم از آن بر نبسته اند و از ورود به علوم مختلف و جديد هراسى نداشته بلكه از آن پلى براى ارتباط با اصل عالم هستى می سازند.

ايشان به علوم روز از جمله: علم اجتماع، علم سياست، روان‏شناسى، فلسفه، اقتصاد، اخلاق، عرفان و … ورود كرده و فكر و انديشه را به شيوه اى حكيمانه و با روشى مدبرانه عرضه كرده و ساير افكار معارض را به چالش كشيده اند. نوشته ‏هاى معظم له در اين زمينه گوياى همين مطلب دقيق و ظريف می باشد.

نظريه ‏هاى علمى

اين اسطوانه علم و تقوا، حضرت آية اللّه العظمى حاج شيخ محمد شبيرى خاقانى (دامت بركاته) در موارد مختلف علمى، نظريات بديع و نوينى را ارائه نموده اند. در اين مجال براى پرهيز از طولانى شدن بحث، به صورت فهرست‏وار بدان نظريه ‏هاى پربار علمى اشاره می كنيم كه بسيارى از اين نظريات در آثار چاپ شده به زبان‏هاى عربى و فارسى قابل دسترسى است.

1 ـ نقد نظريه تكامل «ترانسفورميسم»

می توان به كتاب «نقد المذهب التجريبى» مراجعه كرد.

2 ـ نظريه ارجاع

اين نظريه در «مجله الموسم» مطرح شده است و بسترى براى بحث و تبادل علمى گرديد.

3 ـ ارتباط هرمى تكوين، تشريع و جزا

اين نظريه بر اين استوار است كه خلقت «تكوين»، قانونگذارى «تشريع» و پاداش و كيفر «جزا» به صورت مثلث هرمى شكل در ارتباط هستند.

4 ـ اخلاق و اعتدال

بر اساس اين نظريه اخلاق و اعتدال صفات انسانى لازم و ملزوم يكديگرند.

5 ـ ثبات و تغيير اجتماع

در اين نظريه وجوه ثابت و متغير اجتماع مطرح شده است كه می توان به كتاب «علم الاجتماع بين المتغير و الثابت» مراجعه كرد.

6 ـ حركت علوم

بر اساس اين نظريه حركت علوم بر پايه سه عنصر استوار است: مقوله، واقعيت و اعتبار. براى فهم بيشتر اين نظريه می توان به كتاب «الابداع بين الاستقراء و الاستنباط» مراجعه كرد.

7 ـ اعلميت مرجع تقليد

در اين نظريه چنين مطرح شده است كه «اعلميت مرجع تقليد» را می توان بر مبناى ابتكار در مبانى اصولى مشخص كرد.

8 ـ نبوت و امامت

بر اساس اين نظريه، نبوت مرحله نشر بوده يعنى مبانى و تعاليمى كه به نبى وحى شده و انتشار يافته است؛ اما امامت وصول به مرحله كمال و فعليت است.

9 ـ حركت، توازن و اعتدال در نبوت و امامت

اين نظر به اين مطلب می پردازد كه خاتميت پيامبر گرامى اسلام  صلى ‏الله‏ عليه‏ و ‏آله و حركت و قيام امام حسين  عليه السلام و نيز حركت و ظهور امام زمان  عليه السلام به عنوان يك حركت منطقى در سلسله موجودات محسوب می گردد، مانند تمام پديده ‏هايى كه عالم تكوين و تشريع به توازن و تعادل می رسند.

10 ـ ملاك و معيار عام در علوم

بر اساس اين نظريه در علوم و دانش‏هاى مختلف، ملاك و معيار عامى دارد و تمام دانش‏ها و علوم از اين ملاك بهره‏مند هستند. براى درك بيشتر می توان به كتاب «عناصر العلوم» مراجعه كرد.

11 ـ نظريه تحيّث

اين نظريه كه روش اختلاف حيثيت است، به وفور در آثار و تأليفات معظم له مشاهده می گردد. اين روش در علوم و صناعات مختلف به كار گرفته می شود؛ بدين صورت كه طرف اضافه، به صورت اضافه خاصه به موضوع يا متعلق آن عارض می گردد يا اين كه به نحو اضافه عامه، عارض می شود و اين وجه از وجوهى است كه در محورهاى اضافات نسبى واقع می شوند كه همين اضافات نسبى به پيرامون خود، محورى است براى چندين اضافه ديگر، مانند: اضافات حقيقيه و اضافات بيانيه و غير آن.

بر همين اساس است كه روش تعدد حيثيت علمى و صناعى داراى دو وجه است:

1 ـ وجه تعدد به لحاظ اضافه به متعلق و موضوع

2 ـ وجه مسانخت و اتحاد به طرف اضافه به متعلق و آن هم از جهت اشتراك در حكم يا موضوع يا غايت و غرض.

اين روش علمى را می توان در كتاب‏هاى معظم له همچون: مدرك العروة و دراسات الاصولية يافت.

12 ـ نظريه انتزاع

به بيانى ديگر، اين نظريه همان «روش انتزاع در شيوه استنباط عام و خاص» است. بناى معظم له در اين روش، انتزاع كبراى فرع از اصل می باشد كه آن هم به دو صورت محقق می شود:

1 ـ انتزاع از اصل ثابت

2 ـ انتزاع از اصل متحرك

بر اين اساس، اختلاف اين نسبت ‏ها و اضافات، موجب اختلاف در نحوه ‏هاى استنباط كبروى می گردد.

13 ـ ملاك و معيار

اين نظريه قوانينى را كه در روش علمى به عنوان ملاك و معيار پذيرفته شده را مطرح می نمايد و به صورت بديع و نوآورى آثار و جوانب آن را مطرح می سازد.

مؤداى طبيعى ملاك، اصل جامعى است كه در موضوع يا به نحو واحد بالجنس يا واحد بالنوع يا واحد بالصنف در ظرف برگشت آنها به وجود واقعى اخذ می شود يا اين كه ملاك، به نحو تكوينى و ريشه اى در حركت استنباط اخذ می گردد و هم چنين بايد اين مرحله را براى قوت انتزاع اصولى به مفهوم خاص در ظرف ناظريت اين ملاك به حكم شرع در نظر گرفت.

14 ـ پيروى از اهل بيت، عرفان حقيقى

بر اساس اين نظريه، راه عرفا رسيدن به معرفت حقيقى است و عرفان حقيقى آن گاه ملكه روح و جان می گردد كه از روش اهل بيت  عليهم‏ السلام پيروى كرده و به آنان تمسك جويند؛ ديگر مدعيان، عارف نيست بلكه راه مجاز و خيال پيش گرفته و خود را عارف می پندارند.

15 ـ مدينه فاضله

بر مبناى مطرح شده در اين نظريه، افلاطون و فارابى در نظريه مدينه فاضله خود هيچ گاه به پايه ‏هاى حقيقى قوانين مدينه فاضله اى كه در سيره و سنت و كلمات اهل بيت عليهم ‏السلام وجود دارد، نرسيده اند. براى آشنايى بيشتر به كتاب «علم السياسه» مراجعه فرماييد.

ناگفته نماند كه معظم له داراى نظريات علمى ديگرى هستند كه در آثار قلمى و كتاب‏هاى ايشان متبلور گشته و بسيارى از نوشته ‏هاى معظم له هنوز به زيور چاپ آراسته نگرديده است.

تأليفات و آثار قلمى

آثار چاپ شده به زبان عربى

مرجع عالى قدر جهان تشيع، حضرت آية اللّه العظمى حاج شيخ محمد شبيرى خاقانى (دامت بركاته) داراى قلمى توانا و نوشتارى دلنشين هستند و از علماى صاحب قلم و انديشه می باشند كه تمامى مباحث فقهى، اصولى در موضوعات مختلف اجتماعى، اقتصادى، اعتقادى، و … را تمام با دست خط مبارك خويش نگاشته اند كه در اين زمينه بسيار فعال و پركار هستند.

تاكنون تأليفات منتشر شده از ايشان به صدها جلد می رسد كه هر كدام چندين بار در تيراژهاى مختلف چاپ شده است و به زبان‏هاى مختلف و زنده دنيا ترجمه گرديده است. اكنون مؤسسه علمى ـ فقهى امام صادق  عليه السلام كه زير نظر معظم له، فعاليت می كند، شروع به ترجمه تمامى آثار معظم له به چندين زبان نموده است.

1 ـ منهاج الصالحين ـ عبادات

مطالب كتاب گرانبهاى «منهاج الصالحين» كه رساله عمليه مرحوم حضرت آية اللّه العظمى حكيم  قدس ‏سره است كه بخش عبادت آن را با نظريات خود تطبيق داده اند و در هر مسأله نظر خويش را بيان كرده اند.

2 ـ منهاج الصالحين ـ معاملات

همان مطالب منهاج الصالحين كه رساله عمليه مرحوم حضرت آية اللّه العظمى حكيم  قدس ‏سره است كه بخش معاملات را با نظريات خود تطبيق داده اند و در هر مسأله نظر خويش را به طور دقيق بيان كرده اند.

3 ـ منهاج الصالحين (عبادات ـ معاملات)

كتابى كامل حاوى نظرات و ديدگاه ‏هاى فقهى معظم له بر رساله منهاج الصالحين مرحوم حضرت آية اللّه العظمى حكيم  قدس ‏سره است.

اين كتاب دو بخش عبادات و معاملات را در يك جا گرد آورده و در آن به بحث‏هاى مختلف فقهى پرداخته شده است. اين اثر گرانبها، چندين مرتبه و در تيراژهاى مختلف به زيور چاپ آراسته شده است.

4 ـ مختصر الاحكام

كتابى است مشتمل بر مسائل مختلف در ابواب گوناگون فقهى است كه شامل نظرات فقهى معظم له در مسائل مختلف می باشد. اين كتاب به دفعات مختلف در تيراژهاى بسيار به چاپ رسيده است.

5 ـ مناسك الحج

مشتمل بر احكام و مسائل مربوط به عمره و حج تمتع است كه منطبق بر نظريات معظم له می باشد. اين كتاب، بارها چاپ شده است و مورد نياز و مراجعه بسيارى از مردم و حج‏گزاران و عمره گزاران می باشد.

6 ـ موسوعه «مدرك العروة»

مجموعه اى است ارزنده و نفيس كه در بردارنده مسائل و فروع مختلف فقهى از طهارة، صلاة، صوم و … می باشد.

در اين مجموعه مسائل عروة الوثقى را به صورت استدلالى و به شيوه اى نوين مورد بررسى قرار داده و شامل نظرات فقهى معظم له است.

تا كنون 30 جلد از اين مجموعه به چاپ رسيده است و بقيه جلدهاى نيز در دست اقدام می باشد.

7 ـ دراسات الاصولية

معظم له در اين كتاب با شيوه علمى ارزشمند و گرانبهايى كه متناسب با روش مكتب اصولى ابتكارى است، ديدگاه ‏هاى اصولى قديم و جديد را مورد بررسى قرار داده و آنها را با روشى زيبا و عالى، به بوته تحليل و نقد كشانده و بحث بديع و نوينى ارائه نموده است.

معظم له در اين كتاب، استنباط را به دو بخش جداگانه تقسيم كرده اند:

الف: استنباط عام كه شامل همه علوم می شود از جمله: فلسفه تقليدى، فلسفه جديد و جامعه‏شناسى.

ب: استنباط خاص كه مخصوص علم اصول است علاوه بر اين كه براى حيثيت اضاه و ناظريت، سهم مهمى در عمليات تطبيق قائل است.

اين كتاب در 14 جلد به شكل زيبايى و در تيراژهاى مختلف چاپ شده است.

8 ـ الاجتهاد و المجتمع الاسلامى المعاصر

معظم له در اين كتاب به «اجتهاد و جامعه اسلامى معاصر» نام نهاده شده است به سه عنصر مهم در وجود انسان كه سرور مخلوقات و بهترين آفريده ‏هاست، اشاره می كنند. آن سه عنصر عبارتند از:

الف: روح و روان ـ نيروى محركه انسان است.

ب: جسم ـ دربرگيرنده همه نيروهاى خير و شر است.

ج: عقل و خرد ـ كليات و علوم با آن شناخته می شود. اين شناخت گاهى در زمينه مستقلات عقلى و گاهى در مستلزمات عقلى است.

عقل در سير فكرى كه به كنار هم قرار دادن قياس‏ها و برهان‏ها می پردازد تا به نتايج صحيح و درست برسد، تجسم می يابد. اين حركت دو جنبه دارد:

1 ـ اثبات قياس هنگام نتيجه گيرى

2 ـ مقدمه قرار دادن مبدأ قياسى براى استنباط

از سويى ديگر، عقل در اثبات عمليات استنباط براى رسيدن به احكام الهى از علم اصول بهره می برد و تشكيل قياس داده و به كبرى و صغرى پيوند داده می شود تا يك حكم فرعى الهى به دست آيد؛ بنابراين چون اجتهاد نقش مهمى در عمليات استنباط ايفا می كند، شايسته است با ديد اعتبار و ارزش به آن نگريست. اين اجتهاد كه موجب پيشرفت انديشه و فكر بوده، آن را به جلو برده و به تعالى می رساند.

به همين دليل است كه فقه شيعه بر اساس اين نوع اجتهاد، پايه گذارى شده و از هر گونه فهم ساده‏نگر و سطحى كه بر معيارهاى علمى، قواعد منطقى و اصول عقلانى استوار نباشد، دورى نموده است.

اين كتاب با استقبال فراوان فقها، اهل علم و انديشمندان دينى مواجه شده است.

9 ـ احكام صلاة الجمعه و الجماعة

اين كتاب حاوى نظرات معظم له است كه در آن به بيان احكام نماز جماعت و نماز جمعه پرداخته اند. در بخش احكام جماعت به فتواهايى كه به واسطه نقل احاديث بيان شده، اشاره گرديده است.

اين كتاب چندين بار در تيراژهاى مختلف چاپ شده است.

10 ـ نقد المذهب التجريبى

معظم له در اين كتاب به نقد مكاتب تجربى پرداخته است. ايشان «نقد مذهب تجريبى» و آن چه مكتب‏ها گوناگون در آخرين دستاوردهاى محدودشان به آن رسيده اند كه نتيجه آن سردرگمى و گمراهى است، بيان نموده اند.

ايشان در اين كتاب طرح رسيدن فلسفه عقلانى و انتزاعى به يقين و ثبات را بحث كرده كه فلسفه عقلانى و انتزاعى می تواند در همه بررسى‏ ها و نتايجش به نتيجه يقينى و ثابت برسد، بدون اين كه هيچ گونه شك و ترديدى در بررسى‏ هاى موضوع و معيارهاى ثابت آن رخ دهد.

معظم له در اين كتاب، ماترياليسم جدلى را كه بر پايه تناقص استوار است و هگل و هم مسلكان او به آن اعتقاد دارند را به نقد كشيده و آن را متزلزل دانسته است. در نتيجه اين نقد بيش از هفتاد دليل منطقى و برهان فلسفى براى اثبات ذات حق تعالى ارائه شده است. اين كتاب جوايز مهمى را در اروپا و آمريكا به خود اختصاص داده است.

11 ـ الابداع بين الاستقراء و الاستنباط

اين كتاب در سطح بالايى از نظريات مهم در رابطه با تكوين و تشريع و نيز كيفيت تغيير در ماده و حقيقت ابداع و انواع آن و كيفيت حركت پرداخته است و طى مباحث مهمى به تكامل تكوينى و تشريعى ورود كرده است. معظم له در اين كتاب را دو بخش نموده و در فصلى جداگانه به بحث ابداع علمى پرداخته اند.

اين كتاب در دو جلد و در تيراژهاى مختلف در چند كشور منتشر شده است.

12 ـ علم الاجتماع بين المتغيّر و الثابت

در واقع اين كتاب «جامعه‏شناسى ثابت و متغير» است. ايشان در اين كتاب روشى ابتكار در موضوع جامعه‏شناسى ثابت و متغير در فلسفه اسلامى ارائه نموده اند و راهى جديد و نوين در اين بخش باز نموده اند.

بررسى‏ هاى ايشان در جامعه‏شناسى ثابت و متغير كه در زبان‏هاى مختلف، فرهنگ‏ها و تمدن‏هاى گوناگون وجود داشته، اين نتيجه را در برداشته كه اين تحقيق گاه به صورت مبحث «ميدانى» و گاه به صورت بررسى «مجرد» انجام گرفته و ايشان اين مباحث را در سه فصل موضوعى تقسيم كرده و بدان پرداخته اند.

ايشان در اين فصل‏ها، مشكلات اجتماعى مانند عادات و تقليدهاى اجتماعى، عوامل مؤثر و ابعاد طبيعى و فرهنگى و اجتماعى آن در جامعه يا نظام‏هاى سرمايه‏دارى و دولتى را مورد بحث و بررسى قرار داده اند.

در اين كتاب ارزنده، هم چنين به افكار يهوديت و مسيحيت و تأثير آنها در زندگى فردى و اجتماعى اشاره نموده و عوامل تحريف آنها را كه در مدت زمان كوتاهى پس از به وجود آمدن اديان اتفاق افتاده را بررسى كرده و يادآور می شوند كه تغيير و تحريف در اين اديان مانند بازنويسى آنها توسط دانشمندان يهودى و مسيحى از قرن پنجم تا نهم ميلادى كه داراى سند و مدرك غير معتبر است، رخ داده است.

اهميت اين كتاب چنان است كه در دانشگاه ‏هاى كشورهاى عربى و مجامع آكادمى به عنوان كتاب درسى، تدريس می شود.

13 ـ عناصر العلوم

كتابى است ارزنده و گرانبها كه حاصل سالها مطالعه و فعاليت در زمينه علوم مختلف است. در اين كتاب به عناصر مختلف علوم در سه فصل پرداخته شده است.

تعريف واقعى و اعتبارى علوم، دست‏يابى به موضوع و كليات عام و نظر اصوليين و نيز شناسايى نتيجه و آثار مرتبت بر علوم در سه فصل كلى بيان شده است.

14 ـ الاخلاق بين النظرية و التطبيق

معظم له در اين كتاب اخلاق را به بحث گذاشته و شيوه ‏هاى اخلاقى، اخلاق تكوينى و تشريعى، اخلاق نظرى و عملى پرداخته اند.

بررسى مكارم و رذائل اخلاق و نيز آفت ‏هاى اخلاق و آسيب‏شناسى اخلاق، بد اخلاقى‏ هاى رايج، اخلاق اجتماعى، تعادل صفات اخلاقى، اخلاق حسنه، اخلاق نيكو و اسلامى و … از موضوعات مهم بحث شده در اين كتاب است كه به دفعات مختلف و در تيراژهاى بسيارى به چاپ رسيده است.

15 ـ الطفل فى خطى الاسلام

كتابى است حاوى نظرات معظم له در رابطه به شيوه ‏هاى تربيتى كودك و نقش پدر و مادر در شكل‏گيرى شخصيت فردى و اجتماعى كودك.

نوشته اى جامع و مفيد درباره روش‏هاى تربيتى كودك در اسلام كه شامل مباحث مهم در رابطه با تربيت و پرورش كودك از جمله: مباحث روان‏شناسى، رفتارى، آموزشى، بهداشت روانى، آرامش و آسايش در پرتو تعاليم اسلام، خانواده و نقش محورى آن و … می باشد.

اين كتاب تاكنون چندين مرتبه و در تيراژهاى مختلف به چاپ رسيده است و مورد استقبال اقشار مختلف مخصوص خانواده ‏ها قرار گرفته است.

16 ـ الزواج و الطلاق فى رسالات السماء

معظم له در اين كتاب تحت عنوان «ازدواج و طلاق در پيام‏هاى آسمانى» به قوانين ازدواج و طلاق در ميان اديان آسمانى پرداخته اند.

ايشان اين قوانين را به صورت تطبيقى مورد بررسى قرار داده و فتواهاى علماى آنها را با هم مقايسه كرده اند و از هرگونه مقايسه استدلالى معمولى در فقه پرهيز نموده اند تا از هدفى كه بررسى موضوعى در زمينه مقايسه و مطالعه تطبيقى در مسائل فتوايى دارد، خارج نشود.

اين كتاب مورد استقبال جامعه‏شناسان و كارشناسان امور خانواده قرار گرفته، چرا كه به بررسى ريشه ‏هاى طلاق و توصيه ‏هاى اسلام به تشكيل خانواده نموده است. تاكنون چندين نوبت چاپ شده است.

17 ـ لماذا انتقلت شيعياً؟

معظم له در اين كتاب تحت عنوان «چرا شيعه شدم؟» به شرح مذاكرات خود با ژنرال عبداللّه (يكى از فرماندهان انگليسى در جنگ جهانى دوم) پرداخته اند و با شيوه اى نوين و دقيق مكتب تشيع را تبيين نموده اند.

اين كتاب پيرامون چگونگى اسلام آوردن ژنرال عبداللّه و گرويدنش به مذهب حقه شيعه است كه بازتاب بسيار فراوانى داشته است. اين كتاب در تيراژهاى مختلف چندين نوبت به چاپ رسيده است.

18 ـ علم السياسه

معظم له در اين كتاب علاوه بر تعريف علم سياست به اهداف و موضوع آن پرداخته و ارتباط سياست با علوم مختلف را شرح داده و فلسفه سياسى و نظريه سياسى و مذهب سياسى را توضيح داده اند.

در اين كتاب پس از بررسى ريشه اى سياست به سير آن در تمدن‏هاى گذشته بشرى همچون: مصر، روم و چين پرداخته و به دنبال آن انديشه سياسى متفكرين آنها مورد بحث قرار می گيرد.

بررسى انديشه سياسى مسيحيت از ابتدا تا دوره معاصر و نحوه همزيستى مسالمت‏آميز و بيان شيوه ‏هاى آن مورد پژوهش قرار گرفته است و در قالب گفت و گو با انديشمندان و متفكران مسيحيت ارائه شده است.

در اين كتاب به انديشه سياسى اسلام پرداخته و به موضوعات مهمى هم چون حكومت، بيعت، اجتهاد، آزادى، احزاب، حقوق انسان، قوانين و … اشاره می نمايد و در پايان به طور روشن و دقيق متذكر می شود كه تنها راه نجات تمسك به انديشه سياسى اسلام است كه نشأت گرفته از تعاليم و سنت اهل بيت  عليهم‏ السلام می باشد.

اين كتاب پس از چاپ مورد استقبال انديشمندان و متفكرين علم سياست قرار گرفته است و در دانشگاه ‏هاى مختلف عربى مورد تحليل و تجزيه قرار گرفت. اين اثر گرانقدر، چندين مرتبه و در تيراژ بسيار تجديد چاپ شده است.

 

19 ـ دراسات فى العقيدة الاسلامية

معظم له در اين كتاب كه دو جلد آن به چاپ رسيده است به موضوعات مختلف عقيدتى پرداخته و اعتقاد شيعه را به زبانى گويا و شيوا بيان نموده اند.

در كتاب به موضوعات مهمى هم چون: پيام آسمانى اسلام، گفت و گوى اديان، وحدت بين مسلمانان، ارتباط دنيا و آخرت، رهبرى امت اسلامى، بنيادگرايى، حقيقت اسماء الهى، پايه ‏هاى اساسى تقريب مذاهب و اديان، نقش رسالت و امامت در جامعه اسلامى و … پرداخته شده است كه بيانگر نظرات و ايده ‏هاى فنى و بديع و نشانگر نوآورى‏ هاى معظم له در علوم مختلف اسلامى است.

هم چنين در اين كتاب به موضوعات مهمى از مسائل روز و مسائل مهم اجتماعى كه به نوعى مبتلاى جهان اسلام است، سخن رانده شده كه نشان دهنده بصيرت و تيزفهمى معظم له از ساليان پيش در رابطه با جهان اسلام و عموم مسلمانان است.

20 ـ القرآن و الاصول الموضوعة العامة

مجموعه اى است ارزنده كه معظم له آن را به شيوه اى جديد و مدرن درباره قرآن و تفسير نگاشته است. ضمن بيان روش‏هاى مختلف تفسيرى اعم از: تفسير بيانى، لغوى، ادبى، روايى، اجتماعى، اخلاقى، كلامى، فلسفى، تاريخى، ظاهرى و … به شيوه و روش‏هاى مختلف تفسير قرآن در طول تاريخ اشاره شده است.

اين مجموعه كه در 4 جلد به زبان عربى به چاپ رسيده است به تفسير توحيد در اديان مختلف پرداخته است و معظم له ضمن گشودن فصلى به نام گفت و گوهاى قرآنى در آن تلاش شده است كه تمام ظرافت ‏ها و ريزه‏كارى‏ هاى تفسير قرآن به كار گرفته شود و به تمام جوانب اختلافى پاسخ دقيق و شايسته دهد.

روشى تفسيرى معظم له در آيات الاحكام و نيز تفسير بعضى از سوره ‏هاى در اين كتاب به چشم می خورد. معظم له به موضوعات مهمى هم چون:

اعجاز قرآن، علوم قرآن، ظاهر و باطن، محكم و متشابه، حركت تاريخى قرآن، حقيت تنزيل و تأويل، انتزاع مفاهيم قرآنى، اصل تقسيم، حقيقت اعجاز، توازن آيات، ضوابط معيارى منطقى قرآن، وجوب و امكان در قرآن، نسخ در قرآن، انواع وحى، اسباب نزول قرآن و ده ‏ها موضوعات ديگر پرداخته اند.

21 ـ بنات الرسالة بين العلم و السياسة

معظم له، اين كتاب را تحت عنوان «دختران رسالت ميان دانش و سياست» نگاشته است كه حاوى روش علمى و سياسى برترين زنان عالم حضرت زهرا و حضرت زينب  عليهما السلام می باشد.

در اين كتاب موقعيت و شرايط زمانى حضرت زهرا  عليهاالسلام، حركت انقلابى در حمايت از امامت، قضيه فدك و غفلت مسلمان مطرح شده است.

در بخشى ديگر به حركت انقلابى حضرت زينب  عليهاالسلام  و شرايط سياسى، آگاهى از مسؤوليت، استمرار انقلاب حسينى، تشخيص حق و باطل، نقش مؤثر زن در اجتماع اسلامى و … پرداخته شده است.

22 ـ نور الولاية

در اين كتاب به تعريف ولايت و تقسيم بندى آن به ولايت عامه، ولايت خاصه و ولايت الهى پرداخته شده است. معظم له ضمن اثبات ولايت اميرالمؤمنين  عليه السلام از طريق قرآن و سنت به ابعادى از شخصيت آن حضرت پرداخته است و ضمن مطرح كردن ولايت علوى و ولايت فاطمى ارتباط آن را بيان نموده اند.

ولايت فاطمى را تكميل كننده ولايت علوى و استمرار امامت دانسته و ضمن اثبات آن از نظر تكوين و تشريع به نگاه ويژه و خاص به ولايت حضرت فاطمه  عليهاالسلام پرداخته اند.

اين كتاب علی رغم رعايت اختصار در نوشتار از عظمت معنايى و بلندى محتوا برخوردار است. اين كتاب در تيراژ بسيار به دفعات چاپ شده است.

23 ـ موسوعه «من اشعة الايمان»

مجموعه اى گرانبها و ارزنده از تأليفات معظم له است كه دربردانده چندين كتاب در موضوعات مختلف از ايشان می باشد.

اين دوره مانند دايرة المعارفى است كه مهم‏ترين مباحث علمى را در اختيار جويندگان علوم دينى قرار داده و مباحث مختلفى را مطرح كرده و به شرح دقيق و مفصل مسائل علمى پرداخته شده است.

اين مجموعه به نام «موسوعه خاقانى (1) » در 16 جلد شناخته شده و به شكل زيبايى چاپ و منتشر شده است كه مورد استقبال طلاب و فضلاى حوزه قرار گرفته است.

اين مجموعه حاوى كتاب‏هاى زير است:

1 ـ عناصر العلوم

2 ـ الابداع بين الاستقراء و الاستنباط (1)

3 ـ الابداع بين الاستقراء و الاستنباط (2)

4 ـ نقد المذهب التجريبى

5 ـ علم الاجتماع بين الثابت و المتغير (1)

6 ـ علم الاجتماع بين الثابت و المتغير (2)

7 ـ علم السياسة

8 ـ الزواج و الطلاق في رسالات السماء

9 ـ دراسات فى العقيدة الاسلامية (1)

10 ـ دراسات فى العقيدة الاسلامية (2)

11 ـ الاخلاق بين النظرية و التطبيق (1)

12 ـ الاخلاق بين النظرية و التطبيق (2)

13 ـ القرآن و الاصول الموضوعة العامه (1)

14 ـ القرآن و الاصول الموضوعة العامه (1)

15 ـ القرآن و الاصول الموضوعة العامه (1)

16 ـ القرآن و الاصول الموضوعة العامه (1)

لازم به توضيح است كه معظم له در پى احياى آثار گرانقدر والد معظم خود (حضرت آية اللّه العظمى شيخ محمد طاهر آل شبير خاقانى  قدس‏سره)، اقدام به چاپ مجدد تعدادى از كتاب‏هاى وى نمودند. اين مجموعه گرانبها تحت عنوان «موسوعة الخاقانى (2)» نام‏گذارى شده است.

كتاب‏هايى كه در موسوعة الخاقانى (2) به چاپ رسيده عبارتند از:

1 ـ المثل الاعلى فى الفلسفة

2 ـ المحاكمات بين الكفاية و الاعلام الثلاثة (1)

3 ـ المحاكمات بين الكفاية و الاعلام الثلاثة (2)

4 ـ انوار الوسائل (كتاب الطهارة ـ 1)

5 ـ انوار الوسائل (كتاب الطهارة ـ 2)

6 ـ انوار الوسائل (كتاب البيع)

7 ـ انوار الوسائل (كتاب الطلاق)

8 ـ انوار الوسائل (المحاكمة فى القضاء)

9 ـ انوار الوسائل (كتاب المواريث)

10 ـ العقل البشرى في تفسير القرآن

11 ـ الكلم الطيب و رسالة الهدى

اين مجموعه گرانبها و نفيس در 11 جلد و در شكل و شمايل جديد و بسيار زيبا به همت معظم له در تيراژ بسيار، تجديد چاپ شده است.

 

آثار چاپ شده به زبان فارسى

 

24 ـ منهاج الصالحين ـ عبادات

مطالب كتاب گرانبهاى «منهاج الصالحين» كه رساله عمليه مرحوم حضرت آية اللّه العظمى حكيم  قدس ‏سره است كه بخش عبادت آن را با نظريات خود تطبيق داده اند و در هر مسأله نظر خويش را بيان كرده اند. تاكنون به دفعات مختلف و در تيراژهاى بسيار به چاپ رسيده است.

25 ـ منهاج الصالحين ـ معاملات

همان مطالب كتاب ارزشمند «منهاج الصالحين» كه رساله عمليه مرحوم حضرت آية اللّه العظمى حكيم  قدس ‏سره است كه بخش معاملات را با نظريات خود تطبيق داده اند و در هر مسأله نظر خويش را بيان كرده اند. تاكنون به دفعات مختلف و در تيراژهاى بسيار به چاپ رسيده است.

26 ـ منهاج الصالحين (عبادات ـ معاملات)

كتابى كامل حاوى نظرات و ديدگاه ‏هاى فقهى معظم له بر رساله منهاج الصالحين مرحوم حضرت آية اللّه العظمى حكيم  قدس ‏سره است.

اين كتاب دو بخش عبادات و معاملات را در يك جا گردآوردى شده و در آن به بحث‏هاى مختلف فقهى پرداخته شده است. اين كتاب به زبان فارسى چندين مرتبه و در تيراژهاى مختلف چاپ شده است.

27 ـ مختصر احكام

اين كتاب مشتمل بر مسائل فقهى گوناگون است كه شامل نظرات فقهى معظم له است و به طور مختصر بيان شده است. تاكنون به دو زبان فارسى و عربى در تيراژهاى بسيار چاپ شده است.

28 ـ مناسك حج

مسائل و احكام حج و عمره به زبان ساده بيان شده كه شامل نظرات معظم له درباره مسائل مختلف و مبتلا به حجاج در ايام حج می باشد.

اين كتاب به زبان فارسى منتشر شده است.

29 ـ احكام جمعه و نماز جماعات

اين كتاب حاوى نظرات معظم له است كه در آن به بيان احكام نماز جماعت و نماز جمعه پرداخته اند. در بخش احكام جماعت به فتواهايى كه به واسطه نقل احاديث بيان شده، اشاره گرديده است. اين كتاب به زبان فارسى نگاشته شده است و چندين بار به زيور چاپ آراسته شده است.

30 ـ نور ولايت

در اين كتاب به تعريف ولايت و تقسيم بندى آن به ولايت عامه، ولايت خاصه و ولايت الهى پرداخته شده است. معظم له ضمن اثبات ولايت اميرالمؤمنين  عليه السلام از طريق قرآن و سنت به ابعاد شخصيتى حضرت پرداخته است و ضمن مطرح كردن ولايت علوى و ولايت فاطمى ارتباط آن را بيان نموده اند. ولايت فاطمى را تكميل كننده ولايت علوى و استمرار امامت دانسته و ضمن اثبات آن از نظر تكوين و تشريع با نگاه ويژه اى به ولايت حضرت فاطمه  عليهاالسلامپرداخته اند. اين كتاب علي رغم رعايت اختصار در نوشتار از عظمت معنايى و بلندى محتوا برخوردار است و به دفعات چاپ شده است.

 

آثار خطى و چاپ نشده

معظم‏له در زمينه نوشتن يد طولايى داشته و اسطوره كتابت می باشند. از آثار به جا مانده از ايشان می توان به اين مهم رسيد.

اكنون نوشته ‏هايى از معظم له را كه هنوز به زيور چاپ آراسته نگرديده را بيان كرده و آرزو می نماييم كه ان شاء اللّه مراكز و مؤسسات زير نظر ايشان اقدام به چاپ اين آثار بنمايند.

تأليفات و آثار قلمى چاپ نشده معظم له، عبارتند از:

1 ـ اللّه و العدالة.

2 ـ المدخل الى العقود و الايقاعات.

3 ـ محمد  صلى ‏الله ‏عليه‏ و‏آله و الرسالة.

4 ـ على  عليه السلام و الامامة.

5 ـ استنطاق القرآن في خطوطه العريضة.

6 ـ التفسير بين المعيارية و الحركية.

7 ـ ادب المجالسة فى الاسئلة و الاجوبة الفقهية و غيرها.

8 ـ اللّه و العدالة

9 ـ التوحيد في القرآن

10 ـ الجنة و النار من أحاديث الاطهار

11 ـ نظرية التوحيد عند علي و ابنائه  عليهم‏ السلام

12 ـ قاعدة اليد و على اليد

13 ـ الخطوط العامة لفلسفة الحج

14 ـ الخطوط العريضة لأحكام رسالات السماء و القوانين الوضعية

15 ـ خطب الجمعة

16 ـ خصائص و ادوار النبي و اهل بيته  عليهم ‏السلام

17 ـ الصور المرئية (في القنوات الفضائية)

18 ـ محاضرات فى الحق

19 ـ محاضرات فى الملك

20 ـ محاضرات فى الحكم

21 ـ محاضرات فى خصائص النبى  صلى ‏الله ‏عليه‏ و‏آله و ادواره

22 ـ العرفان بين النظرية و التطبيق

23 ـ الاستنباط المستبطن

24 ـ المنطق المقارن بين الصورى و الوضعى

25 ـ انت تسأل و الفقيه يجيب (كتاب الحج)

26 ـ انت تسأل و الفقيه يجيب (كتاب الصوم)

27 ـ استراتيجية التقريب بين المذاهب

28 ـ الامام الحسين  عليه السلام و المدرسة المعاصرة

29 ـ فلسفة المشي

30 ـ تفسير علمى جديد

31 ـ منطق مقارن

32 ـ فلسفه پياده روى اربعين براى زيارت امام حسين  عليه السلام

 

اسکرول به بالا